امضای پیمان استراتیژیک با هند دریک حالت اضطراری صورت گرفت. پی آمد های چنین پیمان نیز ممکن است تا میزان زیادی اضطراری و با درد سرهای بسیار همراه باشد. بی میلی امریکا وناتو درحمایت قاطعانه از حکومت دور دوم آقای کرزی موازنۀ «موقعیت» تیم حاکم برکابل را همان طوری که پیش بینی می شد، به هم زده است. حالت موجود اثبات کننده این نکته است که رئیس جمهور کرزی وتیم مشاوران ایشان درتحلیل واقعی اوضاع داخلی وسیاست جهانی، درایت لازم ازخود نشان داده نتوانستند. این خطر به عیان مشاهده می شود که افغانستان کم کم دارد از چانس وفرصت بزرگ تاریخی فاصله می گیرد.
هنوز زود است به این سوال پاسخ یافت که آیا پیامد های پیمان با هند، موازنۀ از دست رفته را احیا خواهد کرد یا این که چرخۀ نا متوازن اوضاع، دیگر به عقب نخواهد چرخید. حکومت ازلحاظ روانی لااقل به مسکن سیاسی و رسانه یی نیاز داشت تا به جای مقابله قدرتمند و سنجیده شده با وضع موجود، بحران اصلی را دور بزند.
طی ده سال اخیر، «قدرت نرم» هندی ها درحوزه افغانستان به حد کافی کارساز افتاده است. دپلوماسی خزنده و سخاوت های مالی هند درزمینۀ بازسازی زیرساخت های تخریب شده درافغانستان، خود به خود چوب لای چرخ سیاست سنتی وخشونت بار پاکستان درمیدان بازی افغانستان گذاشت وبه این طریق بر جنون مقامات اسلام آباد افزوده شده است.
امریکا حکومت «ائتلافی» ومصلحتی بن اول را براساس محاسبات تاکتیکی- نه دایمی- به وجود آورد؛ به امید آن که به مرور، ساختار جدیدی را جایگزین آن کند. چرخش به سوی عراق، کناررفتن جمهوری خواهان درامریکا وعیان شدن نا کارآمدی دستگاه حکومت درکابل، مواردی بودند که موج برگشت به اوضاع سالیان قبل را به وجود آورد. تلاش دموکرات ها برای ایجاد تغییر سیاسی درکابل، سخت دیرهنگام بود و با چالش های جدی وحساس ازسوی حلقه یی از سران به ثروت رسیده وفارغ از حسابدهی درکابل وسرپنجه های تخریب بی باکانه از سوی ایران وپاکستان مواجه گشته است.
حکومت استواربرقواعد «سلطانی» و«جبهه یی»، علی رغم هشدارهای روشنفکران، سیاسیون جوان ونهاد های مدنی، به جای آن که براساس اصل مشارکت با مردم، تحلیل اوضاع تاریخی وسیاسی مملکت را دردستور کارخود قرار دهد، خود درچهاردیوار مشاورت های سران «تنظیمی» و شبکه های اغواگرایرانی محبوس شدند. رفاه اقتصادی، خویش خوری، فسادو غارت بی پرسان را پایان تاریخ جدال بزرگ منطقه و ایستگاه آخر دشواری های غول آسای داخلی فرض کردند. دربرابر هرگونه تلاش برای ایجاد پایه های مدیریت جدید بین المللی درافغانستان یک تنه ایستادند. درحالی که کشوربه یک کاروانسرای بین المللی شباهت پیدا کرده است، حکومت درسه چهارسال اخیر، به طورباورنکردنی، مرتباً همان دست هایی را گاز گرفت که لقمه های غذا را به دهانش نزدیک کرده بودند.
رئیس جمهور مسأله مهم امضای پیمان استراتیژیک ودفاعی با امریکا را به کناری می گذارد؛ اما شتاب زده رهسپاردهلی می شود تا برای غلبه بروضع بحرانی کنونی، نقطه اتکایی پیدا کند. امریکا وغرب با داشتن بیش ازیک صدهزارنیرو وپایگاه های دفاعی درخاک افغانستان، با چوب «شرط» های من درآوردی تیم حاکم به کناری رانده می شود وبرعکس رئیس جمهوری ومشاوران، امکانات بقا ودفاع درخارج از افغانستان را دراولویت قرارمی دهد. این تحلیل وارونه، خطرواژگونی درکلیه عرصه ها را رقم خواهد زد.
سخنرانی رئیس جمهور پس ازتروراستاد ربانی، نکتۀ تازه یی نداشت. تغییر مسیرمذاکره از طالبان به سوی پاکستان، درواقع «پیروزی» سیاسی اسلام آباد است. سران پاکستان ازسیاست های خویش همان نتیجه یی را گرفتند که درآرزویش بودند. دراحوالی که کمک های مالی روزتا روزکاهش می یابند، تیم حکومت، اهمیت تعین کننده حضور نیمی ازجهان دربسترافغانستان را نادیده می انگارند. مسأله حیاتی امضای پیمان استراتیژیک با اروپا وامریکا را به تار خام «فیصله لویه جرگه» می بندند؛ اما بدون مشورت با مردم، بدون لویه جرگه وفیصله های عمومی، کاروان سفر به هندوستان به حرکت می آورند. آقایان لزوماً باید درک کنند که مقامات دهلی بدون مشاورت با امریکا وقدرت های بزرگ بین المللی هرگزبا شما خوش وبش نمی کنند.
هند درمنطقه از هم پیمانان مهم وتکیه گاه استراتیژیک ایالات متحده امریکا به شمار می رود. امضای معاهدۀ استراتیژیک با هند، ازیک نظرسرآغاز رسیدن به توافق نهایی با ایالات متحده امریکا نیز هست.
رئیس جمهور همیشه از حضور واهداف «مبهم» جامعه بین المللی درافغانستان درمجالس علنی وسری سخن رانده است. اگر عوام گرایی به کناری نهاده شود، نگاه واقعبینانه به تاریخ و روند تکامل اقتصادی جهانی نشان می دهد که درین کارزار عمومی هیچ چیزی «مبهم» نیست. کاروان اداره کنندگان اقتصاد جهانی درافغانستان متوقف شده است تا درفرصت مساعد به حرکت بی وقفۀ خود ادامه دهد. این کاروان بی هیچ تردیدی درافغانستان«قرارگاه نظارت بین المللی» درست می کند و به سوی ذخایرمنطقه، سوق الجیش های امنیتی وایران لنگرخواهد انداخت. امتیازبزرگ واستثنایی افغانستان این است که ازین چانس بی پیشینه به نفع خود بهره ببرد. هیچ گزینه بهینه یی دیگر وجود ندارد. هرگاه نیروهای جهانی از افغانستان بیرون بروند، حمام خون دوباره به افغانستان برمی گردد.
چانس های کنونی بازگشت ناپذیر اند و اشتباهات ونا عاقبت اندیشی های بزرگ، مصایب بزرگ به دنبال خواهند داشت. بی میلی ودلسردی ناتو وامریکا درکنترول وزهرچشم نشان دادن به پاکستان، کاسۀ رژیم کابل را واژگونه کرده است. درک این روند یک مسئولیت تاریخی است. هرنوع مقاومت غیرمنطقی ومضر به منافع افغانستان دربرابر کاروان بین المللی با شکست وسرکوب تدریجی ونرم مواجه می شود. به هرمیزانی که درامضای پیمان حیاتی با امریکا تعلل صورت می گیرد، تاوانش بیشتر می شود.
امضای پیمان با هند علی العجاله یک گام مهم به جلو است. احتمال می رود رهبران هند درجهت نزدیکی کابل وواشنگتن مأموریت کلیدی را انجام دهند. اما پرسش درشت آن است که آیا نزدیکی کابل- واشنگتن که با فشارهای نرم هندوستان وضربات سخت پاکستان محقق خواهد شد، بقای تیم حاکم برکابل را هم ضمانت خواهد کرد؟
پاسخ این پرسش دیریا زود چهره خود را نمایان خواهد کرد
گل معنی
سروده یی از جناب رشاد وسا
نگهت باد نو بهارخو شست
سیر و گلگشت لاله زار خو شست
سبز ه و آب و نم نم باران
لاله یی سرخ داغدار خوشست
کاروان های ابر باران زا9
بر سر کشت و مرغزار خو شست
دره ودشت و وادی و دریا
جنگل وکوه وآبشار خوشست
غلغل مرغکان رنگا رنگ
بر سر شاخ وشاخسار خو شست
شبنم صبحدم بروی سمن
بلبل مست وبیقرار خوشست
بلبل و باغ و سنبل و ریحان
ساقی یی شوخ گلعذار خو شست
د لبر شوخ مثل دسته یی گل
با ده ناب خو شگوار خوشست
رقص دو شیز گان افسونگر
نا ی وطنبور و چنگ وتار خو شست
بو سه از ر وی یار گلچهره
یار گلچهره در کنار خوشست
خوشتر از عشق در جها ن نبود
عا شق زارو د لفگار خو شست
هردو عالم به یک نظر بفروش
در ره عا شقی قمار خوشست
مژده یی وصل د لبر جانان
بعد یک عمر انتظار خوشست
زان می ناب لاله گون جا می
ازغم دوری نگار خوشست
عشق در جانم آ تشی افرو خت
آ تش و شعله و شرار خوشست
***
از رفیقا ن هرزه و فاسد
گژدم ومار و سو سمار خوشست
این ملایا ن طالب قد رت
دو راز شهر واز دیار خوشست
این ملایان جانی وفاسد
جمله گردند سنگسار خوشست
این ملایان نوکر وجاسوس
روسیه بر سر بازار خوشست
روسیه بر سر بازار کمست
کشته وبسته سر دار خوشست
این ملایان کافر وبیدین
راهی دوزخند و نار خوشست
گردن شان زبار خجلت خم
پیش دادار کردگار خوشست
حضرت ومولوی و طالب و شیخ
نشود باعث آزار خوشست
طالب و حضرت و ملاو چلی
خفته در بستر و بیمار خوشست
گر سیاست ز دین جدا گردد
میشود صلح برقرار خوشست
دشمنان رفاه و آز ادی
زرد رویند و شرمسار خوشست
اختلا فات قومی وسمتی
شود از علم تارو مار خوشست
خاین ودزد و رهزن و فاسد
شود از کار بر کنار خو شست
تکیه بر کار وبر عمل دارم
تکیه بر کار مرد وار خو شست
نا مه یی من پیا م آ زادیست
نا مه یی از دیار یار خوشست
در بهشت بر ین این میهن
جنبش و شو ق و کار وبار خو شست
هرکه خد مت به خا ک خویش کند
سربلندست وبا وقار خوشست
کار مردم بدست مردم به
مردم شاد و کامگار خوشست
***
این سخن ها یی نغز جانا نه
این غزل ها یی آبدار خوشست
غزلی مثل با ده روح افزا
غزل ناب روز گار خوشست
غزلی همچو روی آن د لبر
یاکه چون موی آن نگار خوشست
غزلی چو ن بهار وباغ نکو
یا که چو ن نغمه یی هزار خوشست
غزلی همچو روی مهر ویا ن
غزلی چون بت فرخار خوشست
غزلی چون بنفشه و سنبل
یا که چون زلف تارتار خوشست
غز لی مثل طوطی و طا وس
یا که چو ن آ هو یی تاتار خو شست
نکته ها یی چو دانه الماس
یا که چو ن در شاهوار خوشست
***
سخن ناب بی خلل د ارم
سخنی چون گل بی خار خوشست
شاعر مکتب خراسانم
شاعر ی از چنین تبار خوشست
شاعر ی از دیار ویرانی
دیده آ زار بیشمار خوشست
شهسوار ی زکشور معنی
صید معنی کند شکار خوشست
فخر بر جا ه وما ل نتوانم
زین چنین فخر ننگ وعار خوشست
فخر در شعر و در سخن دارم
در سخن فخر و افتخار خو شست
مست از باده یی غرور نیم
گردن نرم و خا کسار خوشست
ای برادر بیا ببوس مرا
بوسه بردار بار بار خوشست
دشمنی را بیک طرف بگذار
یارو غمخوار و غمگسار خوشست
در جها ن دوروزه یی فانی
مهربا نی کن اختیار خوشست
آخ ازجور این غدار جهان
راحت ازجور این غدار خوشست
گر نبا شد گلی و گلبر گی
بته یی خار بر مزار خوشست
(( گل همان پنج روز وشش باشد))
گل معنیست ماندگار خوشست
رشاد و سا جولای 2003