بهار از راه رسید! طبیعت زیبا و دلکش با دره ها ، کوه ها و جویبار ها رژه پر شکوهی را از زیبایی های طبیعت به راه انداخته ، آفرینش خود را جشن می گیرند.
سبزه ها از دل سرد خاک به پا ایستاده به آفتاب سلام میگویند.
آری !
هر طرف نگاه کنی جلوه رنگ است ، آ هنگ و ترنگ است.
بهار با طبیعت شعر گونه اش با نظم و قاعده و آهنگ، شکوهی دیگر از مظاهر زیبایی خلقت را به نمایش میگذارد.
آنگاه که دشت و دمن را هاله از نور زیبا و دلفریب فرا میگیرد ، بهار( نفس انسانی) را با نسیم وشگوفه های بهاری و ترنم وهمآوازی مرغکان و جویبار های شفاف و زلال درس عشق و همسرایی میدهد.
بهار زندگی و زیبایی است . این فصل به زندگی همگان طراوت ، شور و هیجان می بخشد.
بلی !
چه خوبست مقدم پر فیض بهار را به فال نیک گرفته همراه با طبیعت با یک صدا سرزمین خود را دوست داشته باشیم.
چه زیباست همزیستی و همسرایی را از طبیعت بهار آموخته ، دست به دست هم داده سعادت و سربلندی به بار آریم و بیشتر ازین مردم و سرزمین سربلند و عزیز مانرا خوار و ذلیل ننماییم . چرا باور نکنیم که این ملت سربلند و این سرزمین کهن سزاوار این همه بدبختی نیست؟
بیایید به جنگ و جنگ افروزان نفرین بفرستیم و نگذاریم چشمان مادران و کودکان معصوم ما بیشتر ازین پر از اشک باشند.
و بلاخره بیایید ایمان بیاوریم و باور کنیم که [ شکم گرسنه ترینان شهید میگردند ، شکم گرسنه ترینان بسوی مرگ فرستاده میشوند . . . ٭ ]
بقول حضرت حافظ:
بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد
من و ساقی به هم تازیم و بنیادش براندازیم
٭ عاصی شهید
شهر یاس
دوکتور شهیر نثاری:
اهدا به کودکان معصومیکه عزیزان شان با بی نهایت بی رحمی جان های شانرا از دست داده، روزانه قربانی سیاست های شوم میشوند .
آری به آن کودکی مظلومیکه با مهر و عاطفه مادر و پدر برای همیشه وداع میکند !
شهر یاس
ــــــــــــــ
شهر
قبای سیه بتن کرده
وساکنانش را
هنگامه گریز، گریز است
و روز ، روز عزا
سخن ز امن نیابی
سرود درد است ، درد
و کودکان همه
مایوس و نا امید
باصد هزار دلهره در انتظار مرگ
اجساد مادران بخون خُفتگان خویش
در بین مردگان
دنبال می کنند
دنبال می کنند . . .