صفحه اصلی



 امیرحبیب الله کلکانی
(1890- 1929) 
 

نصیرمهرین

 

 

 امیر حبیب الله کلکانی . اگست 1929

 

ضعف دولت درسایر نقاط کشور،تقویۀ روحیۀ متنفذین مبنی برگسست از مرکز، بی تفاوتی وسرانجام پیوستن روستاییان به سپاه مخالف دولت،ناتوانی عمال دولت درمهار نمودن شورشها،نزدیکی سپاه تحت رهبری حبیب الله با پایتخت، اسباب وعوامل دست یابی روستایی بیسوادی را بر تخت شاهی فراهم نمود، که در ابراز مخالفت و سیاست دولت جزچند نکتۀ تلقین شدۀ روحانیت مخالف دولت مبنی بر"کفرولاتی گری" امان الله که سکۀ زمانه شده بود،بیشتر نمیدانست. . . 

 

 

مبحث صدرنشینی نه ماهۀ او،چرایی عدم توفیق ویا عدم علاقۀ روحانیت معتبر، دارندۀ پیرو وحرف شنو را نیزمطرح مینماید.روحانیتی که در راه کشاندن حبیب الله به زیربیرق وشعارخویش توفیق داشت، اما کمرحبیب الله کلکانی رابست وبه او بعیت نمود. بخش قابل ملاحظۀ آن به زودی امیر را رها نموده وبه قدم های سنجیدۀ محمد نادرخان گوش فرا داد. . .

 

علی الرغم هرگونه علاقه ونیازی که دریافت وجه "سقاو" برای یکعده هموطنان بیافریند،دربررسی درنظرداشتۀ ما، تأثیرندارد.زیرا سیر زنده گی سوال آفرین اوکه خاستگاه خارج از دایرۀ سرداران وسپهسالاران را دروجود روستایی زاده یی ترسیم میکند، برای تعقیب هدف پاسخ بسنده است. چه او سقاو زاده بود ویا انگور فروش ویا روستا زادۀ بیسواد،بیکار وسرگردان . . .

 

 

9ماه امارت امیر حبیب الله کلکانی،

                                  گذرگاهی به چند سو

 

رسیدن پای امیرحبیب الله کلکانی به منزلگۀ پادشاهان پیشین؛ ونشستن او برتخت امارت ( 16جنوری1929.ع.)،همچنان فرود آیی او پس از9 ماه از آن مقام، (13اکتوبر1929) موضوعی است، که با نگرش ژرف وجامع بدان ،میتواند ما را به بسا ناگفته ها،رازها و رمزهاآشنا نماید. اما  بدون اینکه از ارزش بحث برانگیزی آثارموجود کاسته باشیم،می توان گفت که کمتربه این مهم تأمل لازم وکافی شــده است. زیرا بیشترین برخورد ها وتماسها با او از انگیزه های پاسخ جویانه به چرایی آن پیروزی مرگزا ومصیبت آمیز به دوربوده وبه محکومیت بی چون وچرای او بسنده نموده اند. درنحله های یورش آمیخته با تفکردولتی،امیرحبیب الله کلکانی، پس ازپیوستن به شکست دیده گان تاریخ، چنان درهیأت نمادین همه شرارت هابه تصویرکشیده شد،که ایجاد مانع برای ژرفنگری وابراز نظرجامع را مدتها نهادینه نمود. درحالیکه پیدایش او در حیات نظامی وسیاسی افغانستان، مستلزم گذر به پیشینه یا دورۀ سلطنت امان الله خان است؛ واز میان رفتنش، ره به سوی ناشناخته ها ونایافته های بسیار وازجمله درحوزۀ افغانستان شناسی می برد.

 

آنچه درین متن فشرده میاوریم،اشاره یی تواند بود برضرورت بسط روایت دیگری از او. روایتی که هیچگونه صحه گذاری را برجایگزینی هایی که علیه اصلاحات دورۀ امانی، درحکو مت 9 ماهۀ او مطرح شد، بر نمی تابد. اما پاسخ رسمی ومزمن به پدیدآیی او را که اکثراً متأثرازاحساسات دشمنی های رنگارنگ است، به عنوان مرض تاریخنگاری وتاریخ بینی غلط مردود میداند. دقیقاً نکتۀ شناخت وارسته ازهرنوع تعصب جانبدارانه ویا احساسات نفرت آمیزازاو دررعایت درک همین گذرگاه نهفته است.

 

حبیب الله چگونه وارد میدان عمل شد؟

 

  شاه امان الله خان ازسلطنت دست کشید،(14جنوری1929)ازکابل به سوی  قندهاررفت و سه روزدیگربرادرش عنایت الله خان معین السلطنه، به تخت بی پایۀ سلطنت نشست. امان الله خان درواپسین هفته های زمامداری، نخستین عقب نشینی هایی راکه دربرابرشورشیان متقبل شد،پس گرفتن عمده ترین برنامه های اصلاحی بود.

چنانکه میدانیم،آن عقب گرد، نتوانست شورشها رامهارنماید.استعفأ از مقام پادشاهی، واگزاری آن به برادرش عنایت الله خان،بیرون شدن از کابل، هم نتوانست، صدای آن موج امان الله ستیزی را سد شود که به دروازه های کابل می کوبید. زیراکلیه اسباب وابزاروعوامل مادی ومعنوی نگهدارندۀ دولت وشخص اوشکسته وازکارافتاده بودند.  پس ازامیدواری یافتن به نیروی جنگی ؛وهنگامی که درقــندهاردوباره تاج شاهی برسرنهاد وبیرق داعیۀ برگشت به تخت کابل رابرافراشت، به آثارآن شکست وریخت وناتوانی برخورد و افغانستان را ترک گفت.

 شکست وریختی راکه ازآن یادنمودیم،جالبترین بخش رخسارۀ تاریخ حاکمیت در نظام قبیله یی کشور ما رابارها معرفی نموده است. یعنی اگر پس از شورشهاو پدید آیی بی نظمی ها، بازهم بافت مناسبات وقراریافتن قبایل واقوام درکنارهم تأمین شده وامنیت دلخواه حاکمیت حصول یافته ؛ تکرارفروپاشی ،بازهم مظاهروتبعات بی نظمی را بار آورده است.

 بحران وفروپاشی نظام امانی با بروزمجدد بی نظمی ها نشان دادکه حاکمیت سه زمامدار( عبدالرحمان، حبیب الله و امان الله خان) درنیم سده، تغییری دراحتمال بازگشت آن زمینه های مساعد برای برهم خوردن بافت مناسبات قبایل ومناطق، رونما نکرده بود.اما آنچه سقوط نظام امانی را ازنظرجانشینی ویژه گی میبخشد، صدرنشینی حبیب الله کلکانی است. شخصی که مقام امارت را با اسم امیرحبیب الله خان ولقب خادم دین رسول الله نصیب شد.  . .

 

چند ویژه گی را در سیر حیات او میتوان نشانی نمود :

 

نخستین ویژه گی این بود که جمیع مطالبات شورش های شکست دیده ضد اصلاحات ویا موجود دربقیه مناطق کشور، اززبان او بیرون شد وگونۀ رسمی را ازحنجرۀ حاکمیت گرفت.

ویژه گی به هم پیوستۀ دومی را، دربی اطلاعی اوازآرأ وافکار ومطالباتی میتوان دریافت نمود، که پیشتررهبران مخالف اصلاحات علیه امان الله خان مطرح نموده بودند. اودارندۀ ظرفیت های واکنشی مانند چند تن ازروحانیون حرفه یی خانوادۀ حضرات مجددی نبود،که به بحث وابرازنظروموضعگیری

دربرابراصلاحات امان الله خان پرداخته بودند.اومانندملاعبدالله وملاعبدالرشید ( پکتیا) رهبران دینی درمیان اجتماع مردم ویا رهبران دارندۀ طرح مقابل وشکل یافتۀ شنوارهم نبود.  

حبیب الله د ر نخستین مرحلۀ تلاشها، از رهبران نظامی وارتشیان ناراضی هم نبود. ازجمله زمینداران وپولداران وتاجران ناراضی ویا درپیوند با دسته بندی های شکل گرفته در درون نظام امانی هم نبود.از مکنونات حضرات کهدامن نیزسر در نمی آورد.

او پسر دهقانی بود به نام امین الله  . . .

 امین الله کلکانی ،دهقان ونگهدارندۀ باغ حسین کوت ازملکیت های مستوفی الممالک محمدحسین خان بود. امین الله پس ازآنکه مستوفی الممالک ازطرف امان الله خان اعدام شد، به کاردرهمان باغ ادامه داد.باغ وقلعۀ حسین کوت را شاه به محمد ولیخان دروازی بخشید.

 ازآنجایی که نام حبیب الله دراکثریت منابعی که به او پرداخته اند،با لقب "سقو" و"سقوزاده" ، "دزد" ویا " عیــار"( لقب اخیری بیشتربه استناد پیشامد های انسانی دربرابراعضای خانوادۀ محمد نادرخان،و ادعای تقسیم اموال سرقت شده به نیازمندان در زمان عصیانگری او، به کار رفته است )،ابراز شده ،نیازمند اندک اشاره یی است.

 درین زمینه عمدتاً دو روایت محل استشهاد اند:

 

1-  امین الله پس از ازدواج ،صاحب فرزند نشد. پیشنهاد هردم آماده ومیسردرآن جامعه،برای امین الله هم این بود،که به زیارت ها روی بیاورد.اومطابق پیشنهادی،درکنارزیارت های هوپیان درنزدیکی چاریکار،دو نهال نشاند،و دعای داشتن فرزند نمود. بارها با مشکی به آنجا می رفت و نهالها را آب میداد. از آنرو  مردم محل او را" سقو" نامیدند.(1)

 

 2- روایت دیگر برای دریافت آن وجــه این است، که هنگام جنگ وجهاد به مردم آب میــداد. . . (2)

 علی الرغم هرگونه علاقه ونیازی که دریافت وجه "سقاو" برای یکعده هموطنان بیافریند،دربررسی درنظرداشتۀ ما، تأثیرندارد.زیرا سیر زنده گی سوال آفرین اوکه خاستگاه خارج از دایرۀ سرداران وسپهسالاران را دروجود روستایی زاده یی ترسیم میکند، برای تعقیب هدف پاسخ بسنده است. چه او سقاو زاده بود ویا انگور فروش ویا روستا زادۀ بیسواد،بیکار وسرگردان . . .

 

حبیب الله هنگام جنگ استقلال ،وظیفۀ سربازی را درجبهۀ جنوب کشور که محمد نادرخان وظیفۀ قوماندانی آن را به عهده داشت، آغاز کرد. پس از آن نیزبه عسکری ادامه داد. باردیگرهمراه قوای تحت رهبری محمد ولیخان علیه شورش ملا عبدالله نیزبه عنوان عسکررهسپار منگل شد.

 وقتی که درکابل در قطعۀ نمونه خدمت می نمود،طی مسافرتی به سوی  کلکان، برخوردی با افضل یک تن ازسرکشان راه گیر پیش آمد. سلاح دولتی را که با خود داشت،علی الرغم تهدید و درخواست افضل، به او نسپارید ؛ بلکه با توسل به سلاح، افضل را به قتل رسانید. ازآنجایی که دولت برای کسی که  زنده ویا مردۀ افضل را  بیاورد،جایزه گذاشته بود، حبیب الله سر او را به کابل برده به دولت تسلیم نمود.

 پیرامون تبارزنخستین نارضایتی او گفته شده است، که ازهمین جا آغز شد.جایزه یی را که وعده داده شده بود دریافت نکرد. دردل کینه گرفت؛ اما دشمنی طرفداران افضل را درمنطقۀ شمالی نصیب شد. بنابرآن چندی پنهان زیست. به وظیفۀ عسکری برنگشت. یک تن از سپاهیانی را کـُـشت که ورقۀ جلب واحضاراو را به وظیفۀ سربازی به کلکان برده بود. پس ازآن بیشترهراسید و درگشت وگذاردرمنطقه وگاهی در کوه ها ادامه داد. چندی به سوی پاره چناراز مناطق سرحدی داخل قلمرو هند برتانیه یی شد وبه کار رفع سد جوع پرداخت  . . .

 با کسانی مانند سید حسین چاریکاری آشنا گردید که ویژه گی های زیست همانند با او را داشتند. کار آنها به ایجاد دسته یی رسید که مشترک عمل می نمودند. عملیات آنها مصادرۀ دارایی های دیگران  وخزانۀ دولتی بود.

 

نیروهای امنیتی دولت که الزاماً وظیفۀ دستگیری چنین اشخاصی را داشتند، وارد عمل جدی ترشدند.  . .

دربرنامۀ دولت، تنهاتوسل به سرکوب مطرح نبود، بلکه به ویژه درهنگامی که آثار ضعف درپیکر آن نمایان شد، دیدارهای عفوآمیز وگذشت وچشم پوشی ازاعمال قبلی چنین عناصرنیز دردستور کارقرارداشت. روایت هایی است که کوشش های عفو آمیزبا سؤتفاهم هاآمیخت ونتیجۀ لازم را ندید. اما دادن سلاح دولتی برای او که همکار و دزد بگیر دولت باشد، به امکانات نظامی او افزود.

 درین برهه اززمان که حبیب الله درشمالی شهرت یافت، ابراز همنوایی و پیوستن ملک محسن به اومنجر به تبارزقدرت بیشتر شد. زیرا دولت وعمال آن در اکثر موارد از طریق ملک ها وهمکاری آنها به دستگیری مخالفین مبادرت میورزند.وقتی ملک یک قریه به شخص عصیانگر، یاغی وسرکش سر تسلیم فروببرد،هویدا است که به احساس قدرت مندی او شکل میدهد. . .

 

معلوم است هنگامی که  شهرت و قدرت درد سر افزایی یافت، تنها طرف توجه دولت نبود؛ بلکه  ازسوی دیگری، طرف توجه آنعده ازمخالفین دولت نیز قرارگرفت که  دارای اندیشه وافکار وعقاید مخالفت آمیز با شاه بودند. این بود که برخی ازآنهابه دیدار حبیب الله ویارانش  شتافتند. دیدارعبدالله جان مجددی وبزرگ جان مجددی( 27عقرب 1306 خورشیدی)، حبیب الله رادارندۀ شعارهای سیاسی مخالف آمیزنمود.ازین پس اودرمحورحرکت های افتاد که جدا ازهم، اما دارای شعارمشترک علیه امان الله خان در بسا از نقاط کشور به راه افتاد ه بود.

ضعف دولت درسایر نقاط کشور،تقویۀ روحیۀ متنفذین مبنی برگسست از مرکز، بی تفاوتی وسرانجام پیوستن روستاییان به سپاه مخالف دولت،ناتوانی عمال دولت درمهار نمودن شورشها،نزدیکی سپاه تحت رهبری حبیب الله با پایتخت، اسباب وعوامل دست یابی روستایی بیسوادی را بر تخت شاهی فراهم نمود، که در ابراز مخالفت و سیاست دولت جزچند نکتۀ تلقین شدۀ روحانیت مخالف دولت مبنی بر"کفرولاتی گری" امان الله که سکۀ زمانه شده بود،بیشتر نمیدانست. . .

 

 درین سیرفشرده ازنارضایتی وسرانجام دست یابی اوبه تخت امارت،مجال نبود که ویژه گی هایی چند باید بیشتربازشوند. مانند نارضایتی های ناچیزنخستین،قوت یابی نظامی، بیخبری ازدنیای سیاست وناتوانی از ارزیابی از نظام امانی. اما بعدترمجهز شدن او به سلاح وارد نمودن اتهام کفر به امان الله خان، هرکدام باید با بحث ها وبررسی ها مفصلتردنبال شوند تا حق مطلب بگونۀ شایسته ادا شود.

 درین سیر کوتاه آنچه ما می بینیم ،اوهنگام لمس نخستین بد عهدی دولت ونگرفتن پاداش ودرعوض مشاهده نمودن آزار واذیت نیروهای امنیتی، توان انگشت نهادن برآن پیشامد را نداشت. اما نارضایتی ها نزد او شکل گرفت. اوضاع نا به هنجار به رشد حرکات روبه گسترش او میدان فراختر داد. آن نارضایتی اوجذب امواج بزرگتروشبکه های پیوند دهنده شورشهای شد که دربسا از نقاط کشوردرمخالفت با امان الله خان طنین اندازبود. امواجی که وی بر دوش آنها نشست وتا امارت کشوررسید، سخنگویی خویش  را ازحنجرۀ وی مطالبه داشت. همان بود که گفت :

 

" من اوضاع بیدینی  ولاتی گری حکومت سابق را دیده وکمرخدمت دین را بستم وشما را از کفر ولاتی گری نجات دادم. درآینده من پول بیت المال را به تعمیرو مدرسه ضایع نکرده وبه عسکروملا خواهم داد که دعا کنند. من مالیات وعوارض بلدیه وگمرک را نخواهم گرفت، شما رعیت منید وبروید و بخوشی بگذرانید ."(3)

 

دربارۀ مطالب کلی بالا که درواقع اصول برنامۀ امارت حبیب الله را گرفت،چند نکته سزاواریاد آوری حتمی اند:

 

 جفای رجعت گرایی و رجعت پسندی، جفایی که با بستن مکاتب نسوان وبی نظمی کلی دراموردرس،تدریس،ادارات دولتی وسلطۀ بیشترازبیسوادی برجامعه رفت،سزاوار نقد ونکوهش اند.این که نهادها ویا کسانی با برداشت ( کافر شدن  امان الله !)، جایگزینی های بعدی را با افکار خویش موافق ومطابق میابند واز آن دفاع میکنند، همه یک دست نیستند.برخی با نگریستن به ناهنجاری ها واشتباهات وکجروی های دورۀ امانی وبرخی هم با مشاهدۀ تشدید مظالم وبدعهدی های دورۀ محمد نادرخان، ویامطالعۀ اوراق تعصب آمیز؛ گونه یی از عاطفه نسبت به آن دورۀ 9 ماهه را بروز میدهند.اما واقعیت هاونتایج مطالبات اجتماعی وفرهنگی به عنوان واقعیت های دردناک، مظاهرحرکاتی را نشان داده اند، که به حال جامعه و مردم ما زیانمند تمام شدند . درزمان حکومت 9 ماهه امیرکلکانی که به کلیۀ آن مطالبات شورشهای پیشینه لبیک گفته شد،مظاهرآسیب زای آن بسیاروضاحت داشت. زیرا کشوری با قرار داشتن دریک منطقۀ حساس ومحتاج بهره مندی ازسیاست منطقه یی وجهانی،محتاج داشتن برنامه های اقتصادی،عمرانی  واجتماعی . . . ؛ ازداشتن خط مشی حد اقل سیاسی وعملکردهای های که پاسخگوی مردم باشد،بی بهره بود.

نگرش به جامعه از دریچۀ تایید ضرورت اصلاحات وترقی جویی وعطف به مایحتاج مادی ومعنوی مردم،درهیچ صورتی آرزوها وکارکردهای سیاسی وفرهنگی واجتماعی آن دورۀ 9 ماهه را بر نمی تابد.  . .

تاکید برضرورت روایت دیگر

 تا حال بیشترین وشدیدترین موضعگیری های خصم آمیز دربرابر حبیب الله وشورش او، فاقد بررسی خاستگاه ها و زمینه های رویش دردل جامعۀ امانی بوده اند. همانگونه که موضع دفاعی نیز نه تنها از توضیح سیر اوضاع عاجز مانده، بلکه در سطح واکنش علیه دشمنان حبیب الله اهمیت بحث، وسطح بررسی

 وپژوهش را تنزل داده اند. حضورروحیات واحساسات قومی ومنطقه یی درگزینش راه دشمنی ویا طرفداری از او، به بــُعد انحراف از دریافت سیمای واقعی شورش و رسیدن او به قدرت لرزان ومؤقتی انجامیده که تا حال به درازا کشیده است.

 

 این است که بررسی های دارندۀ حب وبغض مشحون ازتنگنظری،ویا پیشداوری های قهرمان سازانه و گذاشتن او درهالۀ ابهام عیاری، شناخت مورد ضرورت  آن صفحه از تاریخ ما را آسیب رسانیده است.

سوکمندانه تاحال بیشترین ارزیابی های بیگانه بااین نیازدر برخورد با نظام نـُه ماهۀ امیر حبیب الله کلکانی سایه دارند.تأکید ما درزمینۀ تشخیص سیرشکل گیری قوت و رسیدن او به کابل ونشستن او به تحت امارت، تنها ژرفنا داشتن تأمل وگسست ازشیوه های گمراه کنندۀ مبنی بر" قطاع الطریق" ویا " عیار" نامیدن او نیست. بررسی دقیق تاریخ دست یابی او به قدرت،ذهنیت دست پروره گی او ویا اتهام عامل انگلیس بودن را منتفی میداند. دقیقاً همان ردیه یی را که هنگام بررسی شورش ملاعبدالله بدان نیاز داریم. با این تفاوت که ملا عبدالله ازآن اندازه شعور دینی ومذهبی بهره مند بود که به وسیله آن اصلاحات امان الله خان را  به سنجش میگرفت. اما حبیب الله ازانگیزش های نخستین چنان شعور بی بهره بود. واین موضوع بیش از همه به داوری منصفانه نیاز دارد.

مبحث صدرنشینی نه ماهۀ او،چرایی عدم توفیق ویا عدم علاقۀ روحانیت معتبر، دارندۀ پیرو وحرف شنو را نیزمطرح مینماید.روحانیتی که در راه کشاندن حبیب الله به زیربیرق وشعارخویش توفیق داشت، اما کمرحبیب الله کلکانی رابست وبه او بعیت نمود. بخش قابل ملاحظۀ آن به زودی امیر را رها نموده وبه قدم های سنجیدۀ محمد نادرخان گوش فرا داد. . .

 

ویژه گی دیگری هم ازعناصرموجود درجامعۀ ما است، که هنگام آمادگیها برای سقوط امیرحبیب الله کلکانی با تبارز بیشترچهره نمود. وآن تأثیربهره گیری ازعنصرقوم وقبیله وسمت ومنطقه بود.حبیب الله کلکانی که با تلقیات متأثرازنحلۀ قرائت متفاوت دینی از اصلاحات امانی، جبهۀ ضد امانی را تقویه کرد، دربـُـعد قومی، تاجیک بود. موضوعی که درزمانۀ شورشهای ضد امان الله خان بسیار جدی پنداشته نمی شد؛وزیرساحۀ تأثیرشعاردینی رنگ میـباخت. اما درمرحلۀ بعدی، یا پس از زمان نشستن حبیب الله کلکانی به تخت امارت، هنگامی که برنامۀ دورنمودن او مطرح شد،شعارهای پرکشش دیگری دردستور وظیفۀ برانگیختن مردم برای تصرف قدرت قرارگرفتند.بدون درنظر داشت نقش این عنصرنه تنها قصد ونیت ارزیابی درست ازآن دورۀ 9 ماهه، ره به منزل مقصود نمی تواند ببرد، بلکه عبورگاه بحث مسایل تاریخ کشور را به سوی زمینه های افغانستان شناسانه کمک شایسته نمی کند.

همانگونه که شورشهای با حمل شعاردینی به سراغ راه سرنگونی ونگونبختی نظام امانی رفتند؛ شعارقومی، قبیله یی وسمتی بود که به نیروی بسیجندۀ محمد نادرخان کمک نمود واسباب سقوط امیرحبیب الله را فراهم آورد. درین زمینه شایسته است که شکست حبیب الله را در برابر چنان سلاح، ناشی از قدرت تشخیص محمد نادرخان از امکانات موجود ونهفته در جامعه به ارزیابی بگیریم . دیروز درزمانۀ امانی، جنوب وشرق وشمال با برافراشتن درفشی  که ادعای دوراز انصاف"کافر" شدن امان الله را درجبین داشتند، توحید پذیرفتند؛ اما دیری نپایید که مردمان همان کانون های نخستین شورشها، درزیرشعاروکارکردهای سیاسی بسیارماهرانۀ سمتی بسیج شدند. و این یک واقعیت انکار ناپذیر است.

مردمان شرق وجنوب تحت رهبری سپهسالار پیشین محمد نادرخان بسیج منطقه یی وقبیله یی شده ودر نتیجه مسلمانان " کفرشکن" راچنان به عذاب رسانیدند که حتا صدایی برنخاست که آن عهد محمد نادرشاه وبرادرانش با قــرآن ودر قــرآن چه شد؟ (4)

 

    حبیب الله دقایقی پیش از اعدام

 

تأکید بر ضرورت دریافت عوامل داخلی  بارها ا زطرف پیران تاریخ نویسی کشور مطرح شده است. به قول شادروان عبدالحی حبیبی ،"  جامعه شناسی افغانی وتجزیۀ صفت و خصایص اجتماعی مردم افغانستان نیازمند کنجکاویهای ژرف دربنیان هویت این جامعه از نظرتاریخ، جغرافیا، اقتصاد، نژاد، زبان، عقاید ومواقف اجتماعی قبایل وروستا نشینان وشهریان وکوچیان آواره گرد وبقایای مسالک روحی مانند مذاهب، طرایق وافکار صوفیانه وراهبانه است، که توام با تأثیرات مدنیت صنعتی جدید وفراورده های عصرحاضر باید پژوهش وکاوش گردد. . . این یک کار علمی دارای ابعاد تاریخی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی وفکری کهن ونو است وازمشکلترین ودقیق ترین مسایل اجتماعی است  . . . " (5)

 

هنگام نگرش درنهایت آن 9ماه، پنداشته میشود که سران حکومت، با آن سطح نازل شعور، از دریافت این حقیقت ناآگاه بوده اند که خلف جانخور خویش را حمل میکنند.

 

 

توضیحات ورویکردها:

1-                 ازخلال صحبت های نگارنده با محمد اکبر خان، خسربرۀ امیر حبیب الله کلکانی، برادر بی بی سنگری.وی که بیش ازنودسال عمردارد، درهامبورگ /آلمان زنده گی می کند.

2-                 خلیل الله خلیلی، عیاری از خراسان.

هنگامی که در پیامدها ودر پهلوی بقیه شورش ها، نام او به یک خطر جدی در بیخ گوش دولت تبدیل شد، طی اعلامیه های دولتی به نام دزد وسقو زاده یاد گردید. متن اعلامیۀ دولتی زمان امان الله خان در اسناد ونامه های تاریخی افغانستان گرد آورنده شهرت ننگیال است.

3-                  میرغلام محمد غبار. افغانستان درمسیر تاریخ.ص 825

4-                  در بارۀ موضوع امضأ محمد نادرشاه وبرادرانش در قرآن مجید، تبصره هایی وجود دارد. آن چه محمداکبرحیدری، خسربرۀ حبیب الله کلکانی به نگارنده گفت این است :

" درارگ جبل السراج سپاه بزرگی جمع شده بودند، پهیره داران احوال دادند که یک موتربا بیرق سفید به سوی جبل السراج نزدیک می شود.  . .  به آن ها اجازه داده شد که وارد ارگ شوند. پیش از آن هم آمد ورفت وجود داشت. نماینده گان نادرخان زلمی خان منگلی وشمس الحق خان مجددی، قرآن شریف را که در یک دستمال سفید بود، در دست داشتند. گفت وشنود در یک اطاق شروع شد. در اول دو دلی وتردید وجود داشت. بعد به سپاه که آمادۀ حمله به کابل می شد، ابلاغ شد که چون نادرخان قرآن شریف را به دست هیأت روان کرده تا ازجنگ وخونریزی جلوگیری شود وهمه در صلح زندگی کنند، امیرصاحب روانۀ کابل می شود . . ."

    5-  عبدالحی حبیبی.جنبش مشروطیت درافغانستان. در بخش پایان کتاب زیر عنوان نتیجه .

  یادآوری :

ازآن جایی که نبشتۀ بالا، درنهایت به رئوس نکاتی اشاره دارد،که تبارزوسرنگونی حبیب الله راباید با روایت دیگر به بررسی گرفت؛ ودرمعرفی کلیت سیمای او بسنده نیست،برای دسترسی خواننده گان به منابع مطالعاتی بیشتر، نام این کتاب ها را میاورم:

 

1-                شاه آقا مجددی. مختصر پیرامون زندگی نامۀ امیر حبیب الله کلکانی.

2-                فضل غنی مجددی. افغانستان در عهد اعلیحضرت امان الله خان.به ویژه فصل پنجم.

3-                میرغلام محمد غبار.جلد اول زیرعناوین تحول جدید ،وضع داخلی . عکس العمل ارتجاع. درجلد دوم، بخش های اول کتاب.

4-                میر محمد صدیق فرهنگ .افغانستان در پنج قرن اخیر. باب چهاردهم

5-                دکتورخلیل الله وداد بارش. امیر حبیب الله کلکانی، مردی درحریق تاریخ.

6-                عیاری از خراسان اثر یادشده از خلیل الله خلیلی.

7-                مارشال شاولی خان.یادداشت های من.

8-                محی الدین انیس. بحران ونجات

9-                سمسور افغان. دویمه سقوی . به زبان پشتو وترجمه به زبان فارسی.

10-           داکتر سید عبدالله کاظم. زنان افغان زیر فشار عنعنه وتجدد.فصل هفتم تا

نهم.

11-            جمشید خان شعله .جهاد ملت بخاراوحوادث لقی در شمال هندوکش.

12-           عبدالحی حبیبی . جنبش مشروطیت درافغانستان .ص 176. نشرکردۀ سازمان مجاهدین اسلامی . پشاور / پاکستان .

13-           محی الدین انیس. بحران ونجات.

14-           عبدالشکور حکم .ازعیاری تا امارت. مواد جمع شده درین کتاب شبیه کاریست که جناب وکیلی پوپلزایی پیرامون زندگی تیمورشاه درانی انجام داده است.

15-           عبدالشکور حکم .آن کلکانی عیار بود نه دزد گردنه

16-           میرزا شکور زاده. حماسۀ رادمردان خراسان.

17-           عبدالحق مجددی. حقیقت التواریخ. افغانستان ازامیرکبیرتا رهبرکبیر.بخش مربوط به موضوعات شاه امان الله خان وامیر حبب الله کلکانی

18-           ک. پیکار پامیر.ظهور وسقوط اعلیحضرت امان الله خان. به ویژه فصل های 8/9/و 10

        چند منبع به زبان انگلیسی:

1. Vartan Gregorian, The Emergence of Modern Afghanistan (Stanford,
Calif.: Stanford University Press, 1969), pp. 275-292.

2. Arnold Fletcher, Afghanistan: Highway of Conquest (Ithaca, New York:
Cornell University Press, 1965), pp. 213-225.

3. Asta Olesen, Islam and Politics in Afghanistan (Surrey, England:
Curzon Press, 1996), pp. 145-166.

4. Thomas Barfield, Afghanistan: A Cultural and Political History
(Princeton, New Jersey: Princeton University Press, 2010), pp. 190-195.
      

19-           Adamec. Who,s Who of Afghanistanصص 155/156

 

20-           5.Leon pollada. Reform and Rebelion in Afghanistan 1919-1929

  برگردان به فارسی.به وسیلۀ باقی یوسفزی. به ویژه فصل های 7/8/ ونهم 

 

21-           برای دریافت نقطه نظرات منابع شوروی وقت وبازتاب اوضاع درنشریات آنها،دیده شود:

-                   خاطرات آقابکف

-                   ولادیمیر یویکو.رازهای سر به مُهرتاریخ دپلوماسیافغانستان . برگردان عزیزآریانفر

-                   عزیزآریانفر. نبرد افغانی استالینگراد.

-                   منبع مربوط به حزب دموکراتیک خلق افغانستان. "تاریخ نوین افغانستان"

 هچنان افغانستان درسال های بیست وسی قرن بیست میلادی .مؤلف داکترویکتورگریکوویچ کارگون . برگردان به فارسی دری داکترجلال الدین صدیقی .

-------------------------------------------

این نوشته از تارنمای صدای آلمان گرفته شده است.