تبصره خوشه
بدنبال
انتشارخبرمرگ یک افسرآلمانی
درحومۀ قندُز(22 اگست )، حواس مطبوعات آلمان،باردیگر بیشتربه سوی سرنوشت
عساکرالمانی
درافغانستان معطوف گردید. رسانه های گروهی خبردادند که ازآغاز سهمگیری این
کشور
(2002 م ) بدینسو،
10 نفرعسکرالمانی
درافغانستان کشته شده اند.باتوجه به نتیجۀ تحقیقاتی
که حاصل شده است ،( 60 ) درصد عساکر درنظرداشته
از رفتن به افغانستان امتناع می ورزند. همچنان اعلام گردیده است که در ماه
مَی سال
جاری، رقم مرگ خارجی ها درافغانستان نسبت به عراق بیشتر بوده است.( تکس
های برنامۀ
تلویزیون ARD
22اگست ) .
هرگاه
مرگ ده تن از عساکر
فرانسوی را که پیش ازمرگ افسرآلمانی رخ داد ، با مرگ صد ها عسکردیگر
وابسته به
قوای " ایساف " درکنارآن بگذاریم وبه بازتاب آن درمیان مردمان کشورهای
اروپایی
توجه نماییم، احتمال بیشتراین برداشت درچشم اندازقرارمیگیرد که مردمان این
کشورهاحاضرنیستند که عساکر ویا فرزندان شان برای افغانستان جان خود را
ازدست
بدهند.
افزون
برآن، وقتی می بینیم که
مردمان این کشورها ازشهرت ناکاره گی دولت افغانستان، کم آمدن آن ازمبارزه
با کشت
وتولید خشخاش، سرزبان بودن بیروکراسی ورشوت ستانی ،تشدید فقر وفلاکت
ملیونها
انسان، چاق شدن سوال برانگیز و روبه تزاید کارکردهای آدمکشان مطلع شده
اند، نتیجه
یی را که بدست میاید،تقویۀ بیعلاقگی پیشینه وجانبداری ازعدم سهمگیری
عساکرشان درافغانستان
خواهدبود.
دلایل
دیگری نیزبرای پذیرش
وخامت آمیز اوضاع وجود دارد که در تقویۀ این انتظارمؤثر است :
بحران
اقتصادی جهانی، که مقصراصلی
پیدایش وتشدید آن کشورهای ثروتمند جهان هستند،اینک چون شلاق تن آزار،زخم
های
خونینی را برتن ملیونها انسان کشورهای فقیر برجای میماند.زیرااین
کشورهابیشتربحران
پذیرودرمعرض سرایت ویروس بحران اند.درین میان ساختار افغانستان کنونی که
از
لزومدیدهای کشورهای ثروتمند وبویژه ایالات متحدۀ امریکا بیشتر نماینده گی
مینماید ،
نمی تواند در برابر امواج سیل آسای بحران اقتصادی مقاومت کند. همین اکنون
به قدر
کافی شاهد حضور بحران هستیم . این بحران بنابرخصلت اش، نخست ملیون ها
انسانی رادر
پرتگاه فقر بیشتر ومرگ ونابودی می بردکه از دسترسی به لقمه نان بخورونمیری
نیزمحروم
بوده اند. بالارفتن قیمت موا د نفتی ، کاهش ارزش دالر، تشدید بحران روابط
امرکا
باایران، تبارزخونین تشنج میان گرجستان وروسیه و . . .
دربالارفتن قیمت موادخوراکی
ودرکُل شرایط دشوارمعیشتی
مردم فقیرافغانستان اثرات ناگواری برجای می گذارد.
نامساعدت
های آب وهوا یا
خشکسالی دربرخی ازمناطق کشور،آن نیم رمقی را که برتن ناجورزراعت افغانستان
وجود داشت،
ازدست اش میگیرد. وابسته بودن به بازارمنطقه وبازار جهانی حلقه یی است که
گلوی
مردم را میفشارد. این ها همه نشان دادن روزهای بدتر ناشی از اتکأ به
بیگانه وعدم
سعی برای اتکأ به خود است. تأکید برشنیدن زنگ خطری است که دربیخ گوش
هایمان بصدا
درآمده است.
اگر
نمی خواهیم اغفال شویم
واگرقرار است با دوراندیشی به معضلات وکارکرد روندکنونی بنگریم ،واگرقصد
دیداری با
خونریزی ها ومردم آزاری های گسترده تر تجدید نکرده ایم ؛ در پیش گرفتن راه
روشنفکرانه وتشنج ستیز این است که :
احترام
اجزای قومی – ملیتی ومذهبی
وسیاسی افغانستان را رعایت نماییم .
علیه نظریات وعملکردهایی که حاکمیت مطلقۀ یک فرد،یک حزب سیاسی ویا یک قوم
ویک مذهب
را در پی داشته باشد، راه اعتراض وانتقاد درپیش
بگیریم . زیرا کلید حل مشکلات درغلبۀ جمعی
وتشریک مساعی اجزای جامعۀ مااست . وجامعه ما چنان ساخت وبافتی را دارد که
بدون
رعایت احترام وتوجه به همه، درگسست روابط وسرانجام دردست استبداد ومطلقیت
توان
باقی مانده را نیز از دست میدهد.
سوکمندانه رعایت چنین موقفی،
بسیارکمرنگ است.
درحالیکه گرایشات قوی برای دورنمای غم آفرین فعال اند. گرایشات وتمایلات
نا آشنا
به فرهنگ احترام که روش استبدادی را دوست میدارند، پروبالی می گسترند که
بیم پرورش
چوچۀ استبداد را ازآن میشود انتظار داشت. وقتی شخصیت ها ومحافل اخته شده
با ذهنیت
استبدادی پشتیبانی جهانی ومنطقه یی را هم باخودشان دارند، لازم است که
موضوع بیش
از پیش جدی تر در نظر گرفته شود.