گزارنده : ولی پرخاش احمدی
علی احمد سعید(ادونیس)
شاعرمعاصر سوریه
مسافر
شیشۀ پیرامون چراغم
مرا باز می تاباند
حتی پس ازآنکه رفته باشم .
انجیل من انکار است ،
ونقشه ام –
جهانی که باید از نو
بسازم .
*
محمود درویش
شاعر فلسطینی
به سویی گام
می زنم
به سوی سرزمینی گام می زنیم که
ازگوشت و پوست ِما نیست
ونخل های بلوط آن از استخوان
ما نیست .
سنگواره های آن به موی مجعد ِ
بزهای غزل غزل های سلیمان نمی ماند
به سوی سرزمینی گام برمیداریم
که خورشید درخشنده یی بردرگاه
مان نمی آویزد.
زنان اساطیری میخوانند:
دریایی در پیرامون مان
دریایی برسرمان
اگر گندم وآب را راهی به سوی
تان نیست
عشق ما رابنوشید واشک ِما
راسرکشید.
- چادر های سیاه درسوگ شاعران
-
شما پیروزی های خود را دارید
وما پیروزی ها خود را
ما میهنی داریم که درآن
فقط نامریی را می توان نگریست
.
*
آرزو
گروهی می خواهند بروند
گروهی می خواهند برای همیشه
بمانند
در خلوت شب ها ، تنی چند می
خواهند بمیرند
دیگرانی که حتا از اندیشیدن به
مرگ خویش می لرزند
بعضی که می خواهند نزد دوستان
شان برگردند
وبعضی که به شراب وبعداز
ظهرِ پاییز می اندیشند.
همه آرزو دارند، اما، که خدا
باشند
یا پرنده .
*
یانیس ریتسوس
شاعر معاصریونانی
بازگشت
اول
مجسمه ها رفتند.
وبه دنبال شان درخت ها، انسان
ها، جانوران.
وزمین، سراسر ، دشت خاره شد.
بادها وزیدند.
روزنامه ها وخارها درجاده ها
چرخیدند.
هنگام غروب ، چراغ ها خود به
خود روشن شدند.
مردی برگشت – تنها،
وبه اطرافش نگریست،
کلیدی برون کرد وبرزمین
فروکوفت
- گویی دستی نهفته در زمین
سپرد،
ویا درختی را ریشه گذارد.
سپس ، پله های مرمرین را در
نوردید
و از اوج به زمین نظردوخت.
یک یک ستاره ها، محتاطانه ،
بازگشتند.
*
(زندان
سیاسی پارتینی، لیروس
نوامبر
1967 – جنوری 1968)
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
(*)
گزارنده از آقای نوذرالیاس که نگاشت ِ نخستین ترجمه ها رااز نظرگذراند
ودرویراستن آنها کمک ورزیده است ، سپاسگزاراست.
نقد وآرمان شمارۀ 6.