واسع بهادری
برخی
ازرسانه
های گروهی افغانستان خبردادند که درولایت دایکندی هزاران انسان درمعرض
خطرمرگ
قراردارند. پیامدهای خشکسالی ونبودبرنامۀ های اجتماعی واقتصادی پیشگیرانه،
هر آن
به نگرانی هایی می افزایند که برای مردم دایکندی ایجاد شده بود. منابع
مطلع
خبرداده اند که زنان وپیرمردان واطفال بیش ازهمه در معرض تهدید دشواری های
طاقت
سوز هستند. آنانی که امکانات حد اقل برای رفتن به کابل وبقیه ولایات را
دارند، می
کوشند تا دایکندی راترک بگویند . اماهزاران تن دیگردرانتظارفاجعه یی
تلخناک نشسته
اند. واین درحالی است که ملیون ها دالرحیف ومیل سران رژیم جمهوری اسلامی
افغانسان
می شود.دولت افغانستان که طی چند سال نشان داد ازداشتن برنامۀ غمخوارانه
برای مردم
فقیر وبی بضاعت به دور است ، در نهایت درزراندوزی های قشرممتازپیشینه
وتازه بدوران
رسیده کمک نموده است . بسیار جالب است که دولتی از امرغمخواری مردم عاجز
میاید که
شهرت جهانی برای جلب کمکهای کم مانند دارد. دولتی که از مبارزۀ ادعای علیه
مواد
مخدر، علیه تروریسم ودهشت افگنی عاجز آمده است در عمل نشان داد ه که در
تشویق
وتوسیع آنها سهم دارد. هر قدربرنامه های غلط وبی کفایتی ها ی حاکم عمل
نموده اند،
به همان پیمانه نتیجۀ
آن رادر رشد دهشت
افگنان می بینیم . روابط حسنۀ دولتمردان کنونی با نمادهای خشم
وکشتاردرافغانستان
ومنطقه ، آماده سازی جوسیاسی وفرهنگی برای شکل دهی وشکل گیری نهادهای
ازقماش
طالبان؛ حاکی ازوجود شیطنت سیاسیی ست که به دلهره های کنونی می افزاید.
یافتن
گرایش بیشترمردم برای تمایل وهمکاری به مخالفیین مسلح را نمی توان ازین
برنامۀ
شیطنت آمیزِآگاهانه ونقشمند جدا دید.
خشکسالی
دردایکندی در بستربی تفاوتی ونبود برنامۀ پیشگیرانه از جانب مقامات دولتی
در حالی
که اسباب نفرت مردم راقوت بیشترمی بخشد، رویداد تصادفی واستثنایی نیزنیست.
دربسا
ازمناطق کشورشاهد هستیم که بارها وسالها، مشت فقر وتنگدستی ومرگ های جمعی
به ویژه
بردربینواترین کتله های اجتماعی کوبیده وبدون وقفه می کوبد. دادن چند کیلو
آرد
وچند قطی روغن وصابون از طرف بنیاد بیات و دیگران، گرهی از آن مشکل
رانگشوده ونمی
تواند بگشاید . دولت افغانستان باید حساب بدهد که چرا اقدامات عاجل را
برای
جلوگیری ازمرگ هزاران انسان دردست نگرفت. دولت افغانستان باید دارندۀ
برنامه های
درمبارزه با آن عوامل تهدید کننده باشد. البته غافل نبوده ونیستیم که
آرزوی چنان
برنامه برای مردم ،با کارکردهای آنانی که در پی زراندوزی ونقل مکان دوبارۀ
خویش به
سوی امریکا .واروپاهستند، مطابقت ندارد .
بدینسان
بوده
است که ملیون ها انسان در حال نارضایتی به سربرده واعتمادی برادعا های
دولتیان
ندارند.
اما برای عناصر ونهادهای
غمخوارمردم وآنانی که از واقعیت
های جاری وسؤ استفاده ها مطلع هستند شرح ان حدیث خونین وغمگین الزامی ست.
باید
توجه را به حال زارمردم مواجه به خطر مرگ جلب نمود. باید علیه اعمال
آمیخته با
بیروکراسی ، مردم آزاری ورشوت ستانی که رونق کم مانندی یافته اند، سخن گفت
. باید
کیسه های رنگین زراندزان را نشان داد . زیرا آنچه مردم رابایست کمکی می
نمود و درراه
حل مشکلات آنها مصرف می شد، درراه غلط رفته است . ونتیجه آن است که هرمشکل
حتا آفت
طبیعی کوچکی، فاجعۀ بزرگی را بارمیاورد.