
درتاریخ 6 اگست ،1945 به ساعت هشت و پانزده دقیقه
صبح به وقت چاپان که پایان جنگ جهانی دوم نزدیک بود، از نخستین بم اتم
به روی شهر ومردم هیروشیما استفاده شد. این نخستین بم اتمی بود که
نیروی ویرانگرش در حدود 15 هزارتن دینامیت بود و حرارت حاصله از آن به
ملیون درجه سانتیگراد گرما رسید که تا ساحه 5 کیلو مترگردا گرد آن همه
چیز به خاکستر تبدیل شد. سه روز بعد از آن به تاریخ نهم اگست ساعت
یازده و دو دقیقه صبح به وقت چاپان، دومین بم اتم به روی شهر ومردم
ناکازاکی فرو ریخته شد.
بعد ازاستفاده بم های اتمی در چاپان، دولت امریکا
داشتن سلاح های مرگبار اتمی را یک افتخار امپراطوری سرمایه داری امریکا
پنداشت. مقامات دولتی امریکا طوری وانمود می کردند که بم اتمی برای
تامین صلح در جهان است و کنترول جهان بر روی این سلاح مرگ بار شکل
خواهد گرفت. از نگاه جامعه شناسی رشد اجتماعی امریکا با اروپا فرق
زیادی دارد، درامریکا واکنش جامعه شکل دیگری دارد. مثلآ جامعۀ امریکا
در زمانیکه این دولت در جنگ است، تنها خواستار شنیدن بخشی از فاجعه
است. درست تر گفته شود دولت امریکا اجازه دانستن بخشی از رخداد جنگی
را به جامعه ی امریکا می دهد، و آنهم آن بخشی که پیروزی غرورآفرین
امریکا را باز می گوید. مثلآ چند ماه بعد از حمله نظامی امریکا به
عراق آقای بوش رئیس جمهور پیشین امریکا با لباس پیلوت های نظامی در
عرشه ی یک کشتی جنگی در سواحل اتلاتیک در مقابل کمره ها و خبر نگاران
اعلان کرد که جنگ عراق پایان یافت. از آن تاریخ تا امروز در حدود
زیادتر ازسه هزار عساکر امریکای جان باختند.
تنها گزارش بازتاب انفجاراتمی در دو شهر چاپان
درهجدهم آگست که روز تسلیمی کشور چاپان است، در رسانه های آن زمان
بسیار کوتاه و زود گذر مطرح شده بود. در این ایام چاپان دراشغال امریکا
و تحت فرماندهی جنرال مک آرتور بود. مطبوعات چاپان مطلقآ مجاز نبودند
که به نشر مطالب انفجار اتمی بپردازند.
تنها در سوم سپتامبر1945 یک خبرنگار استرالیایی که
برای جریده دیلی اکسپرس لندن کار می کرد، از هیروشیما دیدن کرد. او در
گزارشی که با وسایل ابتدایی آن زمان مخابره کرد، نوشت:
در هیروشیما سی روز بعد ار انفجار نخستین بمب اتمی
که شهر را ویران ساخته است و جهان را تکان داد، مردم همچنان به گونه یی
وحشتناک و اسرار آمیز، بی آنکه زخمی شده باشند و آثاری درآنها دیده
شود، می میرند. این چیزی است که من آن را بلای اتمی می نامم. به این
ترتیب جهان ماه ها بعد از استفاده بمب اتم، با عوارض اشعه های
رادیواکتیو که دست اندرکاران امپراطوری سرمایه داری نوین امریکا این
سلاح مرگبار را پدید آوردند، آشنایی یافت.
پرسشی که بعدآ در محافل دانشگاهی اروپا مطرح گردید،
این بود که آیا استفاده ی نخستین بم اتم ریشه ء نژادی نداشت؟ البته این
پرسش برای جهان غرب به صورت آشکار مطرح نبود، ولی برای کشور های
آسیایی و بطور خاص برای چاپان مورد سوال بود. اگرچه امروز چاپان هم
پیمان امریکا است، ولی باور همگانی در چاپان و برخی از کشور های آسیایی
بر این است، که حتی اگر امریکا قبل ازشکست آلمان بم اتم را در اختیار
می داشت، بازهم آن را علیه آلمان استفاده نمی کرد.
چنانچه که در جنگ جهانی دوم برخی از شهری شمال غرب
روسیه در حدود900 روزبه محاصره نازی ها بود و قتل عا می که از جانب
نازی ها علیه مردم روسیه شوروی صورت گرفت، ازجانب امریکا و کشورهای
اروپایی، کوچکترین عکس العملی انجام نگرفت. و زمانیکه ارتش امپراطوری
چاپان درمنچوری چین پیشروی می کرد و مردم چین دریک مقاومت ملی و
ضدامپریالیستی ملیون ها قربانی دادند، بازهم دنیای غرب در مقابل آن
فاجعه بی تفاوت بود.
از جانب دیگر دراوسط سال 1944 دو جزیره ی چاپان
سایپان وتینیان به تصرف امریکا در آمد. و از آنجا می شد که به عنوان
پایگاه هوائی برای طیارات B-29))
استفاده کرد. چنانچه در ماه مارچ 1945 سیصد و بیست وپنج پرواز طیاران "
بی 29" بالای توکیو صورت گرفت. وشمار کشته شده گان زیادتر از هشتاد
هزار تن ذکر شد. قسمت توکیو قدیمی به خاک یکسان شد. پلوت های امریکا
خبر دادند که از توکیو بوی گوشت سوخته انسان می آید. از 66 شهر بزرگ
چاپان 59 شهرآن زیر بمبباران " بی 29" خسارات بزرگی برداشت. زمانیکه
خبر بمب باران توکیو و ویرانی این شهربه صدراعظم انگلیس چرچیل رسید،
پرسش را که همو مطرح کرده بود که، آیا ما این گونه وحشی هستیم؟
در حالیکه به گزارش جریده نیویورکر در دیداری که
چرچیل در خانه شخصی روزولت در سپتامبر 1944 در نیویورک داشته است،
یاداشتی به امضای هر دو رهبر امریکا وانگلستان رسیده است. هر دوکشور به
این تفاهم دست یافتند که هر گاه کوشش مشترکان در تهیه بمب اتمی به
نتیجه برسد، آن را علیه چاپان بکار ببرند.
در اخیر جنوری 1945 روزولت که خواستار پایان دادن
هرچه زودتر جنگ با چاپان بود، بدون اطلاع چرچیل در فبروری همان سال در
دیداری سران متفقین در یالتا از استالین خواست که علیه چاپان وارد جنگ
شود. بهایی که استالین در برابر این کار می خواست، تصرف جزایر کوریل در
اقیانوس آرام و حق داشتن بنادری در چین که می خواست خط آهن سبیری را به
این بنادر وصل کند. بنا براین توافق چند ماه بعد شوروی با چاپان داخل
جنگ شد. در ماه اپرئل روزولت مرد و معاون او ترومن مقام ریاست جمهوری
را در دست گرفت. اگرچه ترومن به زود ترین فرصت به جزایره اوکیناوا نیرو
پیاده کرد. برای اینکه ترومن به یک موفقیت آنی ضرورت داشت.
در این ایام دانشمند وفزیک دادن آلمانی کلاوس فوکس
که در خدمت امریکا و انگلستان قرار داشت وبرای تهیه بم اتم شب و روز
کار می کرد. خبرموفقیت ساختن بم اتم به دولتمداران امریکا و انگلیس
رسید. در ماه های مارچ و اپرئل 1945 هیتلر روز های آخر حیات خود در
بنگاه زیر زمینی برلین سپری می کرد. هیتلر در23 اپرئل ساعت دو بعد از
ظهر بعد از صرف غذا خودکشی کرد. دکتر گوبل که خود را وارث هیتلر می
دانست و امید داشت که در وصیتنامه هتلر، او نام او به حیث جانشین خواهد
بود و با متفقین مذاکره صلح خواهد نمود. لاکن در وصیت نامه هتیلر
انتقال قدرت رایش به ریئس نیروی دریایی ادمیرال دوندث ذکر یافته بود.
با به قدرت رسیدن ادمیرال دوندث، آلمان نازی درهم شکست.
چند هفته بعد با سقوط جزیره اوکیناوا در 22 جون
1945 دولت چاپان به رهبری هیروهیتو با مسولان نظامی چاپان جلسه تشکیل
داده و جنگ را با شوروی خاتمه دادند. ولی دولت شوروی پلانی داشت که
میخواست سلطنت چاپان از بین برود وبجای آن جمهوری دموکراتیک روی کار
آید، که آنهم عملی نشد. یک ماه بعد در 16 جولای کنفرانس پتسدام تشکیل
گردید و در این ایام بم اتم درایالات نیومکزیکو امریکا با موفقیت تام
مورد استفاده قرار گرفته بود.
در 26 جولای آخرین روز کنفرانس پتسدام بود، طبق
ادعا امریکا التیماتوم نهایی برای چاپان صادر گردید که به جنگ خاتمه
دهد. اسناد کنفرانس پتسدام شاهد این مدعا است که کنفرانس پتسدام روی
تقسیم کشور های اروپای شرقی دور می خورد. درآن کمفرانس صحبت زیادی
درباره ی چاپان نشده بود. در حالیکه چاپان به کنترول نظامی امریکا بود.
بازهم به روز ششم آگست 1945 شهر و مردم هیروشیما آماج نخستین بم اتم
شدند. پرسش که همیشه مطرح است آیا به انفجار اتمی در چاپان نیاز بود؟
در حالیکه چاپان درآستانه تسلیم بود.
امروز زیادتر از نیم قرن بعد ازاستفاده نخستین بمب
اتم به اسطوره ی امریکایی آن آشنا می شویم و آن این است که تصمیم به
انفجار بمب اتم موجب شد که امریکا نیروی زیادی در چاپان پیاده نکند و
جان ملیون ها انسان حفظ شد. اما این حرف درستی نیست. زیرا به گفته
پاتریک بلانکت فیزیکدان انگلیس دارنده جایزه نوبل که نخستین انگیزه
امریکا در کار برد بمب اتم این نبود که جنگ را با چاپان پایان دهد،
بلکه می خواست با این کار شوروی را مورد تهدید قرار دهد.
چند ماه بعد ازاستفاده نخستین بمب اتمی، مولوتف
وزیر خارجه وقت شوروی از موضوع آگاه شد. شوروی با آنکه بعد از جنک دوم
جهانی بزرگترین فا جعه ضایعات انسانی و خسارات مادی را دیده بود،
بیدرنگ پژوهشاتی در باره ساختن بمب اتم آغاز کرد. در سپتمامبر1949
شوروی به نخستین آزمایش دست زد و دوران انحصار امریکا پایان یافت. بعد
از آزمایش شوروی ،واکنش امریکا علیه دانشمندان فزیک آغاز گردید و در
عقب کسانی افتاد که فکر می کرد شوروی را کمک کرده اند. حتی دانشمند
فزیک خود " روبرت اپنهایمر" مسئول مستقیم ساختن بمب اتمی امریکا، ازآن
مصون نمانده و به محاکمه کشیده شد. در حالیکه در1937 اتوهان فزیکدان
مشهور آلمانی دردانشگاه گوتینگن نخستین کسی بوده که به شکافتن اتم
توفیق یافته و انفجار زنجیره ای آن را پیش بینی کرد، ولی با ادامه ی
کار خود در جهت ساختن بمب اتم برای نظام هتلر تن نداده بود. اوهنگام
انفجار نخستین بمب اتمی درباز داشتگاه انگلیس ها بود. همو زمانیکه
خبرانفجار اتمی را از رادیو شنید. گفت این غول را دیگر هیچ کس در شیشه
نتواند کرد.
امریکا بعد ازانفجار نخستین بمب اتمی مست از رویای
در دست داشتن مرکبارترین جنگ افزار جهان و پیروز مندترین نیروی جهانی
بود. سیاست مداخله در کشورهای فقیررا پیش گرفت.
امروز این کشور داوری برای بقیه کشورهای شده که دست
اندرکار دسترسی به به بم اتومی اند . امریکا میکوشد مانع داشتن بم اتم
در کشور های محروم جهان باشد. به گفته دانشمند فزیک پدر بم اتم
پاکستان تا چند دهه بعد، بم های خورد اتمی در بازار های اسلحه فروشی
تبادله خواهد شد. از سه دهه بدین سو بسیاری ابزاری صنعتی که درکشور های
صنعتی دیده شده است، عین آن ابزار در برخی از کشور های محروم تهیه می
گردد.
امروز سنگاپور، ارجنتائن، مالزیا، برازیل و
هندوستان و غیره کشور ها بهترین سلاح تولید می نمایند. گذشته از آن چند
ماه پیش گزارشی در جریده ی( فاینشل تایمز) به نشر رسیده بود که شرکت
های بزرگ آلمانی در ساختن ابزاری برای بم اتم در ایران با همایت و
همکاری چند بانک اطریشی دست بالای دارند.
تورنتو/ جولای 2009