صفحه اصلی

فراز             
و         
فرود     

القاب

قسمت سوم


نصیرمهرین

 

 القابِ سلسلۀچنگیز                               

                         و

                               تیموریان

 

 شنیدن وخواندن نام شخصی چون تموچین (نام اصلی چنگیز- شهنشاه بزرگ )که با ماشین خونریزجنگیی مهیب وخروشان،آسیب بسیاری به بخشی ازجامعه بشری وتمدن آن واردکرد، شاید انگیزۀجست وجوی القاب اورا بیشترفراهم بیاورد.امابا آنهم دربدو دیدار با القاب کمی که اوداشت شگفتی دست میدهد.چنگیزالقاب زیادی نداشت ودربیشترین مواردبا خطاب خان یادمی شد. زیراعلایق قبیله یی برجهانگشایی های اونظارت بیشترداشت. با آنکه  وقتی از آن منظربه آن لقب او می نگریم،بسنده نمودن به خطاب خان توجیه پذیرمی شود. زیرا بالاترین خطاب نزد قبایلی که چنگیزازمیان آنان برخاست، لقب خان بود.در واقع کلمۀ خان روح اصلی خویش را ازویژگیهای قبایل مغولی میگرفت. زیرا درعرف قبایل مغولی،پس ازرسیدن فردی به مقام اداره کنندۀ قبایل ، لقب خان را دارا می شد. همان بود که درسال1206 م مجمع بزرک مغولان لقب خان رابرای او برگزید.

لقب خانی نزد مغولان چنان دشوار ورسیدن بدان مشکل بوده است که تموچین ( نام اصلی چنگیز خان )، تا نیل به آن زحمات فراوانی را پشت سر گذاشت، تاسرانجام به عنوان خان مغولان شناخته شد . 39

چنگیزخان ( شهنشاه بزرگ ) – مترجم کتاب مغولها ، تألیف دیوید مورگان ، چنگیز را " اقیانوسی " یا " جهانی ؟ " ترجمه نموده است. که میشود منظوروی را از آن، به عنوان پادشاه جهان یا شهنشاه استباط نمود .

 در هرات نامه سیفی هروی، چنگیزخان ، پادشاه چنگیزخان یاد میشود40

  اشارۀ بیشتر به خطاب خان را گه به گونۀ قاآن وقان نیز آمده است، زیر عنوان جداگانه در صفحات آینده میاوریم .

                                                       *

 در نام جانشینان او در مراکز متعدد نیز بالقب خان برمیخوریم . مانند گورخان ، بغرا خان، ایلک خان . ویا چنانکه مؤلف چهارمقاله می نویسد : " قاآن را پیش از حصول به محل پادشاهی نام او اوکتای بود  . . ."41

ویا :" ودیگر پادشاه زادگان کس فرستادند که توراکینا خاتون مادر پسران ست که استحقاق خانیت دارد." 42

ویا " وبعد ما که منکو قاآن برسریرخانی نشست وییسو موافق آن نبود ... "43

با گذشت زمان ازالقاب مناطق تسخیرشده، تأثیر پذیری آنها ضمن تأثیرگذاری ها مشهود است.  . .

درکنارالقاب واصطلاحات امیروخان،اولادۀ چنگیزخان، ازاصطلاحات ترکی ویا فارسی تأثیر پذیرفتند. درنتیجۀ تداوم حاکمیت آنها، کلمات ترکیبی بسیاری ایجادشد که برادبیات پسین وازجمله برخطاب هانیزاثرنهادند. زیراجانشینان چنگیزنیزهرقدردربقیه مناطق ومتصرفات خویش زندگی کردند، زیرتأثیرفرهنگ آن مناطق نیز قرار گرفتنتد.

 واین جریان که درمقولۀآمیزش فرهنگی میاید،طی گذشت زمان وبا ایجاد دگرگونی ها وتغییرات ،همواره مطرح بوده است .  . .

                                                        *

 درآستانۀ ظهورتیمور،بیشترلقب امیررا میابیم که با لقب شاه همسان بوده است. تذکرِ"ازشاه تا گدا" که در دورۀ نظام های شاهی وجود داشته است با تذکر مشابه درتاریخ جهانگشای جوینی، معلوم میشود که امیرهمان مقام را دارابود که شاه .بنگریم :         

"  امیربهادر را درنمد پیچیدند ونمد مالیدند تا اعضا واجزأاو ریزه ریزه شد ."44

 " وازامیر بهادرپسران وکودکان خورد مانده بودکه امیرحبش عمید میخواست تا اطفال نرینه را که بود برعقب پدربفرستد ( بکشند ) . 45

همچنان است نام های امیرارغنون ، امیر نوروز . "امیر ارغون برقاعدۀ متقلد امورمملکت بودتازمان رسیدن هلاکو خان " . 46                                                    

                                                     *

تیمور( آهن)نیزپس ازپیروزی هایی که همواره از راه توسل به خونریزی های کم مانند نصیب شده بود،با لقب امیریادگردید. زیرا برای حوزه جغرافیایی وفرهنگیی مناطق تحت استیلأ او، آن خطاب معمول ومروج بود. وبا آنکه تیموربه عنوان آدم جاه طلب  ومتظاهر به دینداری، دارای القاب بسیاری که خلفای بغداد وسلاطین تابعۀ آنان برخویش می نهادند نبود؛ اما انتخاب همان چند لقب برای او، بقدر کافی سخن ازذهنیت ها وباورداشت هایی دارد که در معرض سؤاستفاده قرار گرفته اند . یکی ازآنها لقب  " صاحب قِران " است.

تیمورنیزمانند برخی از زمامداران وجهانگشایان تاریخ، به ذهنیت ها وباورهای متوسل شده بود تا آن همه خونریزی وپیروزی، ساختن منارها ازکله ها وبیرحمی های ترساننده رابدانها اتکأ دهد. براساس آن ذهنیت، وقتی ستاره های نحس وسعد؛مثلاً،زحــل ومشتری درنزدیکی وقرین همدیگرآیند؛ وقت خوشبختی وپیروزی ها ویاسعادت آمیزوطالع نیک ست.  که "اقتران سعدین " نامیده میشده است. برطبق چنان معتقدات وبرداشت های منجمین، اگر" قِران " را تشخیص داده بودند،آن هنگام برای انجام تصمیم زمامداری،پیشنهادی میداشتند مبنی براینکه قرار سعدین است وتصمیم گیرنده " صاحب قِران " بوده وسعادت وپیروزی در انتظار او نشسته است.

از روی چنان باورداشتی بود که هرگاه طفلی درآن هنگام  به دنیا میامد ؛ میگفتند" صاحبِ قِران " است. ویا اینکه نطفۀ او هنگام قِران در رحم مادر شکل گرفته است .

تردیدی نتوان داشت که منجم ها در پی تعیین وقت سعدویا نحس برای مردم عوام نبوده اند. سعی آنها برای متولدین قصرهای سلاطین مبذول بود. وچه بسا اگرقدرت مندی، پیروزی های را حاصل می کرد، حتا اگر در وقت " نحس" نیز دیده به دنیا گشوده بود، " صاحبِ قِران " نامیده می شده است. معلوم نیست که در وقت تولد تیمورویا بقیه صاحبان قران، کدام منجم به تشخیص نزدیکی زحل ومشتری نایل شده بود. اما آنچه را که با توجه به امکانات وزمینه های میسردرزمین وزمانی که دراختیارتیمور بود ودرعوامل شکست مغضوبین او مشاهده میتوان کرد، این است که پیروزی های پیهم او، نتایج تلخ ،زیانبار ونحسی برای ملیون ها انسان با خود داشت . . .

ازمتن نامۀ احمد شاه درانی به سلطان عثمانی پیداست که لقب "صاحبِ قِرآن"پس از چند سده که از مرگ تیمورسپری شده بود، مروج بوده است . درآن نامه چنین می خوانیم :

" . . . سران وسرکردگان ایل جلیل افغان به حضور آمده ظاهر نمودند کهاز روی تحقیقو تدقیق دقیقه پیمایانعرصۀ جهان مملکت هندوستان وسیعترازجمیع ممالک روی زمین است؛ وسلطنت آن مملکت بیقرین وبیکران الی خروج امیرتیمور صاحب قِران تعلق به روئسای جلیل الشأن افغان داشته و29 نفر ازآن ایل جلیل  . . . فرمانروایی آن مملکت بکمال عظمت واقتدار نموده . . ." 47

لقب "صاحب قرآن " را برای سلطان حسین بایقرأ نیزنوشته اند.48

. . .

سکه های که در کشورما با نام" قِران" ضرب زده شده ونصف یک افغانی بود، ریشه درچنان معتقداتی داشت  که درایران زمان ناصرالدین شاه قاجارباهمان باورداشتها ضرب زده شده بود.

امیرتیموررا با القاب گورگان ، گورگانی ، و گورکان ولنگ نیزیادکرده اند .

دربارۀ لقب گورکان تیمور، نوشته اند که : " . . . چون تیمور بر ممالک ماورالنهر دست یافت ،وسرآمد همگنان گردید، دختران پادشاه را به همسری می گرفت ولقب گورکان،( داماد ملوک )همواره با ایشان درسلوک بوده است . 49

 و دربارۀ آنچه او را ملقب به لنگ کرده است در کتابی که به او منسوب است می خوانیم :

"  . . .  اندکی پس از مراجعت از( بخارا) ،به سمرقند یک خواب حیرت آوردیدم  . درحال رؤیامشاهده کردم که یک نردبان مقابل من قرارگرفته ودو پایۀ آن روی زمین است ولبی قسمت فوقانی نردبان بچیزی اتکأ ندارد . . .

یک مرتبه صدایی بگوشم رسیدکه گفت ای ( تیمور) ازین نردبان بالابرو.من جواب دادم که این نردبان بچیزی تکیه ندارد . . . همان صدا گفت ای ( تیمور ) ایا میترسی ؟ گفتم کسی که ازعقل پیروری میکند ، ترسو نیست . . .  صاحب صدا گفت من بتو میگویم این نردبان سرنگون نخواهد شد ازآن بالا برو . . . بعد ازینکه مقداری صعود نمودم،یک مرتبه متوجه شدم که پای چپ من از من اطاعت نمی کند . . .

بازهم بالا رفتم  وناگهان دریافتم که که دست راست من هم از اطاعت من خارج شده است . ولی دست راست بکلی ازاطاعت من خارج نشده بود ومن توانستم بازوی نردبان رابگیرم ولی انگشت ها طوری که باید از من اطاعت نمی کرد." 50

درحالیکه موارد متعدد حاکی از آن است که پای تیمور درجنگ زخم برداشت وسبب لنگیدن وی تا زمان مرگش گردید .

دردورۀ تیموریان،بسیاری ازالقاب رسمی پیشینه که بانام شخص آورده می شدند،روبه کاهش نهادند.لقب مقام حکمروایی با سلطان وامیرهمراه بود. مانند سلطان حسین بایقرأ، سلطان ابوسعید.

برای علما وفضلا وشعرای سلطان حسین بایقرا،القابی مانند شیخ، امیرومولانا (که بیشترین مورد استعمال را داشت. ) معمول بود .51

 اماآنچه که بیشتردردورۀ تیموریان استفاده ازآن به چشم میخورد،لقب میرزا( مرزا)است. مانندپیرمحمد مرزا، نواسۀ تیمور.لقب مرزا بعدتربیشتر درمعرض کاربرد بوده است. وبا گذشت زمان به اهل قلم نیزتعمیم یافت.

 درلقب مشهورترین سلطان تیموریان هرات،می بینیم که سلطان حسین بایقرأ بکاررفته است ولقب امیربرای وزیرعلی شیرنوایی، بعنوان تکریم وتعظیمی که دردورۀغزنویان برای برخی،مثلاً، حسنک  وزیر  ، به کارمیرفته است، دیده میشود . . .

                                                        *

هنگام تبارزچندمرکزیت درمناطق خراسان، ماورالنهروفارس که به دورۀ تجزیه ها وبیرون رفت پایتخت ازیک سرزمین به سرزمین دیگری، مواجه می شویم ،استعمال القاب  نیز دستخوش تغییراتی شد.

درآن سالهایی که شیبانی ها درشمال، صفوی ها درغرب وبابری هادرشرق به حکومتداری پرداختند، اصطلاحات دیوانی والقاب، درکنارویژه گی هرکدام که تاثیر پذیری ازهوا وفضای فرهنگی وپیشینۀ تاریخی خویش را داشتند،مشترکاتی را نیز حمل میکردند. چنانچه در دوران صفوی ها ،کلمات ترکیبی ترکیی چغتایی  ومغولی با فارسی ومواردی مراجعه به القاب سده های پیشین غزنویان نیز باقی ماند . مثلاً میخوانیم :

" خان بابرسلطان محمود مرزا که 20 هزار نوکرداشت وحکمران سرزمین جنوب آموتاهندوکش بود .

. ."52

ویا : "  بدیع الزمان مرزا فرزند سلطان حسین بایقرأ . . .

  خان مرزا( سلطان ویس مرزا) عموزادۀ بابررا به پادشاهی کابل برداشتند وی پسرکامای بابرسلطان محمود مرزای حصار بود

محمدحسین مرزا دوغلت شوهر خالۀ بابر

"بابر بعد از فتح قندهار این شهر را به برادرخود ناصر مرزا سپرد .  . . "

عبدالرزاق پسرمرزا الغ بیک بود که در سنۀ 908هـ - 1502 م حکمرانی غزنه وکابل را دردست داشت و درفتح قندهار بابابرهمراه بود " 53

چنانکه دربالا دیدیم اخلاف تیمور به استفاده حد اقل القاب بسنده نموده اند . از طرف دیگر ترکیب القاب  شهنشاه و شاه ومیرزا در معرض استفاده بوده است .

مانند  شهنشاه شیرشاه سوری .

درین میان به علت پیشینۀ روابط وزیستن سده ها در زیر سیاست وفرهنگ مشترک خراسان وفارس یا بیشترین قلمرو تحت حاکمیت سلسله های فارسی زبان ،القاب ونام های شغلی برکارمندان دولتی بعدی شباهت های بسیاری رابرجای ماند که ازآنها در وقت زمامداری احمدشاه درانی مثال هایی را میاوریم .

 

توضیحات ورویکردها :

39- دیوید مورگان . مغولها.  ترجمۀ عباس مخبرص 74 نشر مرکز . تهران. 1371

40- سیفی هروی . تاریخ نامۀ هرات  ص.148 چاپ کلکته .1943.

41- چهارمقالۀ نظامی عروضی. ص 142تصحیح جدید. 1382تهران .ایران

42- ص196 چهارمقاله

43- جوینی .تاریخ جهانگشای جوینی.ص 230. جلد اول . تصحیح عبدالوهاب قزوینی . انتشارات بامداد. چاپ سوم . 1367. تهران

44- جهانگشای .ص 27

45- جهانگشای ص231 

46- جامع التواریخ . طبع بلوشه. ص343 . به نقل ازص ک مقدمۀ مصحح جهانگشای جوینی .

47 - نامۀ احمدشاه بابا بنام سلطان مصطفی ثالث عثمانی. تعلیق وتحشیه غلام جیلانی جلالی. ص 15. انجمن تاریخ افغانستان .1346 کابل .

 

پیرامون حافظ قرآن بودن تیمورچنین می خوانیم :

" بعد ازسه سال درمدرسۀ شیخ شمس الدین، من تمام قرآن را حفظ کردم. شیخ با حضور سه تن از علمأ از من آزمایش به عمل آورد . در آن مجلس عنوان حافظ القرآن را روی من گذاشتند وبدین ترتیب دورۀ تحصیل من در مدرسه شیخ شمس الدین پایان یافت ومن به مدرسۀ عبدالله قطب منتقل شدم ."   

محمد احمدپناهی ( سمنانی ) . تیمور لنگ ، چهرۀ هراس انگیز تاریخ ص 52. انتشارات حافظ نوین .تهران - ایران

48- فصلی از خلاصه الاخبار.خوندمیر.بامقدمۀ،حواشی وتعلیقات گویا اعتمادی . ص 64 مطبعل دولتی کابل 1345

49 -  تیمورلنگ چهرۀ هراس انگیر تاریخ ص57 تألیف احمد پناهی . انتشارات حافظ نوین 1372تهران .همچنان ص 8 منم تیمور

50 - منم تیمور. سرگذشت تیمور بقلم خود او. گرد آوردنده مارسل بریون .چاپ هفدهم ص31 انتشارات کتاب 1378

51- کتاب فصلی ازخلاصه الاخبار. تألیف خوندمیر.با مقدمه وحواشی وتعلیقات گویا اعتمادی .صص 5-8 دلوسال 1345 خورشیدی.مطبعه دولتی .کابل.

52- عبدالحی حبیبی .ظهیر الدین محمدبابرشاه . ص 15-13موسسۀ انتشارات بیهقی. 1351. کابل .

53- اثر پیشین .