صفحه اصلی

چند شعر از فرانسه



برگرداننده : حمیرا مولانازاده




آهنگی از ژولیت نورالدین

از آلبوم «جواهرات و هرزه جات» 

« Bijoux et babioles »  

 

 

Juliette Norddine

 

ژولیت در سال 1962 در پاریس بدنیا آمد. در اوایل به حیث پیانو نواز در راستورانت ها و بار های شهر تولوز، نمایشاتی اجرا میکند. و بعد از گذشتن از بعضی مراحلی آزمایشی و فستبوالی  به اوج شهرت و موفقیت هنری میرسد. و فعلا یکی از ارزشهای هنری تابناک موزیک فرانسه به شمار میرود. 


Aller sans retour

رفتِ بی برگشت

 

آنچه را از یاد خواهم برد، سراسر زنده گی ای من است.

جادهء زیر باران و کوچه های خالی را.

خانهء خوابیده و مادر و پدر را.

و، مردمان غرق در بینوایی را.

 

رفتن از اینجا...

برای کدام بهشت دیگر ؟

یا کدام دوزخی؟

 

پس از این،

نامم را فراموش خواهم کرد

شهرم را فراموش خواهم کرد

حتی تبعیدم را فراموش خواهم کرد.

 

برای ازیاد بردن، جرأت باید داشت.

 برای ازیاد بردن همه چیز،

جز بکس فرسوده و کرتی کهنه ام.

 

در کنج جیبم،

چند پولی برای خرید

یک تکت یکطرفه.

یک رفت،

و نی برگشت.

ساعتی مرگم را هم ازیاد خواهم برد.

همه، در دور و برم، برای لبخند زدن میکوشند،

یکی مزاح و دیگری خنده سر میدهد و

یکی دیگرهم ناله و آه میکشد.

 

و اینرا هم ازیاد خواهم برد که

 پس از این دروغ گفتن را نمیدانم.

در آخر دهلیزکه رسیدم

دوباره آمدن را از یاد خواهم برد.

 

فراموس کردن را از یاد خواهم برد.

فراموش کردن دری را که...

حتی اگر امکان نداشته باشد و آسان هم نباشد،

 

دری را که راهم را بسوی غربت باز میکند.

اینست همهء آنچه را از یاد خواهم برد،

اگر بجای یکی از آنها بودم

 

اما، این آهنگ،

چیزی جز اشارهء غم انگینی نیست

 

وقتی " آنها" را در کوچه های شهرما بیبینم،

بشریت برهنه و بی سیرت را،

بیگانه های عجیب و غریب را،

با وجود فرار شان

از گرسنگی و تفنگ،

 

من بهمان کنج دهلیز خواهم اندیشید،

وخواهم دید : همان بکس فرسودهء سفری را، که حیثیت حافظه و جای خاطره ها را دارد.










Carla Bruni

کارله برونی در سال 1963 در شهر تورن ایتالیا بدنیا آمد. در سن پنج سالگی راهی پاریس میشود. در سن نزده سالگی تحصیلات خود را در رشتهء هنر و مهندسی نیمه تمام رها نموده و در دنیا مد گام مینهد. کارله برای خیاط های مشهور جهان  مدل میشود. در سال 1997 به کار مدلی خود خاتمه داده و هنر پیشه گی  را آغازمیکند. و اما در سال 2002 است، که خود را بحیث شاعر، کامپوزیتور و آواز خوان چیره دست مینمایاند. اولین آلبوم آهنگهایش که «کسی برایم گفت...» نام دارد، طرف توصیف، تمجید و احترام دنیای نقد قرار میگیرد. کارله برونی در حال حاضر خانم رییس جمهور فعلی فرانسه نیکولا سرکوزی میباشد و هم بکار های هنری خود ادامه داده است. ما یک آهنگ از آلبوم اولی اش را که نام خود آلبوم را دارد از فرانسه به دری برگردان نموده ایم. آهنگی که از تصورات و خیالهای معصومانهء زنی میگوید.

 

کارله برونی

Carla Bruni

«کسی برایم گفت...»

« Quelqu’un m’a dit que »

 

برایم میگویند، که زنده گی های ما یک جو هم نمی ارزند.

زنده گی های ما بسان پژمرده شدن مرسل ها، چه زود میگذرند.

برایم میگویند که زمان با رزالت تمام چه زود میلغزد،

و از غصه های ما برایش بالاپوش میدوزد.

مگر با وصف همه، کسی برایم گفت ...

 

که مرا هنوزم دوست میداری.

کسی برایم گفت، هنوزم مرا دوست میداری.

آیا باور کنم ؟ آیا ممکن است ؟

 

برایم میگویند که تقدیر ریش ما را بخنده گرفته است.

که از هیچی که برایما داده بود، همه را دو چندان واپس میگیرد.

میگویند، که خوشبختی و خوش اقبالی در دسترس همه است.

پس چرا آنگاه که دست دراز میکنیم، دست خود را تهی، و خود را دیوانهء بیش نمی یابیم.

مگر با وصف همه، کسی برایم گفت ...

 

که مرا هنوزم دوست میداری.

کسی برایم گفت، هنوزم مرا دوست میداری.

آیا باور کنم ؟ آیا ممکن است ؟

 

درست بیادم نیست، نمیدانم کی بود، شب خیلی دیرشده بود، مدام برایم میگفت که تو مرا همیشه دوست داشته یی.

هنوز صدایش در گوشم مانده، اما خطوط چهره اش فراموشم شده. برایم میگفت : « او هنوزم دوستت دارد، این راز را محرمانه نگاه کن. هوش کن نفمد، که من برایت اینرا گفته ام.»

 آری کسی برایم گفت که هنوزم مرا دوست میداری.

حالا از خود میپرسم : آیا راستی کسی اینرا برایم گفته ؟

که مرا هنوزم دوست میداری.

آیا ممکن است که هنوزم دوستم بداری ؟

 

اما، خوب میدانم که کسی برایم اینرا گفت...