بیشترین سالهای دهۀ چهل تا کودتای سرطان 1356خورشیدی، شاهد فعالیت های گوناگون، سیاسی وصنفی بود.طرح ها وسیاست های دربارسلطنتی و بیشترین تبارزات برداشت هاازجامعه وفعالیت های مختلف حلقات دیگر رادرآن دهسال میابیم. علاوه برآن، جریانات و فعالیت های سالیان بعدترنشان داد،که ریشۀ نهفته درهمان دهسال دارند. بنابرآن،هرگونه تأمل وبازاندیشی اوضاع آن دهه، قدمی درراستای تشخیص راه ها وبیراهه ها تواند بود.
متنی که درپایان میاید، ازدریچۀ نگرش به چنان نیاز،از تارنمای نوای افغانستان www.Nawaaye-afganistan.net گرفته شده است
خوشه
نهضت راه سوم
کمیتۀ فرهنگی
جبهه استادان انستیتوت پولی
تخنیک كابل
متنی ازیک مقطع تاریخ
و فاجعه
در هركجای جهان دانشگاه موزیم
و تاریخچه ای از انكشاف
دانش و نوآوری است. زمانی
كه شما به محوطه و
تالارهای دانشگاه ها
وارد میشوید در پهلوی وقار،
نظم و سترگی بَنای آن،
پورتره های بزرگ سیاه وسفید
و رنگی دانشمندان، سرآمدان دانشگاهی
و
استادان علم وبینش را معرفی
میشوید. بَنا ها و چهره
ها، اجزای تكامل تاریخی، افتخار
فرهنگی و علم و دانش
یک كشوراست. محل
خوب و شیوه های معماری
زیبا واستثنائی را بمقصد برجسته
سازی هویت آن انتخاب میكنند.
دانشگاه چهره جوان، بشاش و
پرتحرک شهرها است. دانشگاه نه
تنها جایگاه آموزش دانش بلكه
محل آمیزش فرهنگی و همزیستی
نسلها است. در دنیای پیشرفته
تنگ دلی های سیاسی، انواع
تبعیض، ملیت پرستی، اصطكاک های
دینی، امتیاز جوئی و فرهنگ
زدائی بیرون از مرز دانشگاه
توقف
میكند و بدرون محوطه دانشگاه
راه ندارد. در بسیاری ازدانشكاه
های معتبر بیش از صد
ملیت از هر تفكر، باور
ورنگ از همه قاره
ها كنار هم می نشینند
در كنار آموزشهای علمی فرهنگ
همزیستی و هم پذیری را
یاد میگیرند.
متأسفانه آنزمان پوهنتون های افغانستان
با تصویر و تصوری كه
از یک دانشگاه ( نهادی برای
آموزش عالی و روز) بُرده
میشد
خیلی فاصله داشت. پوهنتون های
افغانستان نهادی آموزشی نظری و
سمبولیک تقریباً فاقد تسهیلات پژوهشی
بود. فاكولته طب كابل
یک تالار تسلیخ داشت كه
بسیار همسان دخمه اجساد مُردگان
درفلم های وحشت آور بود.
لابراتوار فاكولته علوم از لحاظ
تجهیزات و
مواد درسی حتی به ستندرد
لابراتوار یک " مكتب" در اروپا
یا امریكا نبود.
یكی از گره های تاریخی
افغانستان سستی و یاعدم انكشاف
بازار شغل و استخدام بود
كه قدرت جذب حتی پنج
درسد فارغان
پوهنتون را نداشت. نود پنج
درسد فارغان انتظار داشتند به
ادارات دولت معرفی وجذب شوند.
در كمتر اداره دولتی تخصص
مطرح
بود صرف سواد این فارغان
كاربُرد داشت.
معمول دیگر مسئله عدم انكشاف
زبان بود. تعصب با زبانها
در افغانستان ویرانگر بوده است.
آن روند و سیاست دیروز
هنوزپا
برجاست. با زبان ها در
افغانستان تا حد نهائی برخورد
جامعه شكنانه شده و درنهایت
پیامد آن در تمام مراحل
تحول اجتماعی و
دوران جنگ، دشوار وخیلی پُر
هزینه بود.
تدریس به زبانهای زنده خارجی
در دو مكتب كابل ( مكتب
نجات "آلمانی" و مكتب استقلال
"فرانسوی" ) از صنف هفتم آغاز
و تا
پایان صنف دوازدهم تدریس میشد
ولی در سائر مكتب ها
تدریس آن از چار پنج
ساعتی درهفته بیش نبود. برای
تدریس زبان
معلمین مجرب نیز انگشت شمار
بودند. در دانشگاه آموزش و
كاربرد زبان خارجی محدود بود.
در آنزمان نه كتابهای تازه
(به زبان
خارجی) در دسترس و نه
چندان فرهنگ كتاب خوانی معمول
بود. در پایانپوهنتون آنچه كه
شاگرد از زبان خارجی در
مكتب آموخته
بود، فراموش میكرد. درمحل های
كاری زبان خارجی نیز چندان
كاربرد نداشت. بسیاری ازاستادان پوهنتون
ندرتاً به كارترجمه كلان
دست میزدند. معمولاً سهم شان
در تهیه نوتها و یاداشت
های درسی محدود می شد.
آنزمان دولت اگر به چاپ
كتاب توجه میكرد
درسال فقط چند عنوان كتاب
از چابخانه دولتی در ساحات
دین و شعر و ادب
و چند مجله دولتی به
بازار میآمد. به این معنی
كه
حوزه دانش و تخصص هر
دو پهلوهایش ازكتاب خالی بود.
عده ای از استادان پوهنتون
كه دلسوزی به آموزش داشتند
برای
شاگردانی كه زبان خارجی بلد
بودند كتابهای شخصی شان را
قرض میدادند.
تبعیض در دانشگاه ها:
سیاست بسیار تبعیض پرستانه حكومت
ظاهر شاه، صدارت داؤد در
زمان پادشاه جای انكار ندارد.
راه یافتن به فاكولته حقوق
و
علوم سیاسی، اكادمی پولیس و
دانشگاه نظامی معیارهای تبعیض گرایانه
حساب شده داشت. نه همه
ملیت ها حق داشتند كه
وارد
حریم مشخص آموزش خانوادگی و
یا اختصاص یافته شوند.
امتیاز جوئی های قومی
و خانوادگی :
امتیازات مشخص خانوادگی، قومی و
تشبث حاكمان همه اصول، شیوه
مدیریت و انكشاف را دردانشگاه
تحت شعاع قرار میداد.
فاكولتهٔ حقوق و علوم سیاسی
استحقاق خانوادگی پادشاه و یا
مردمان با نفوذ بود كه
با خاندان پادشاه و الیت
های دولتی روابط
دوستانه داشتند و فرزندان آنها
در موقف دولت تعهد و
تضمین وفاداری برای پادشاهی بود.
وضعیت ذكر شده لچ و
برهنه از جانب خاندان حاكم
تحمیل میشد كه بمانند تیغ
برنده گلوی ملت را گاه
با نرمش و گاه با
زشتی می
برید.
پوهنتون كابل دور از رقابت
های سیاسی پشت پرده نبود.
در آن مورد نیز دولت
عامل ایجاد رقابت بود. تأسیس
فاكولته انجنیری و
زراعت در سال ۱۹۵۶ از جانب
امریكا در كمپس پوهنتون كابل
ورود سیستم آموزش ودانش عصری
تر به افغانستان بود. آن
زمان
كشور امریكا در مرحله تحول
سریع و سازندگی بود و
به نیروی انسانی حرفه ای
و متخصص نیاز بیش از
حد داشت. تربیت و فرار
مغزهای با استعداد از كشورها
یكه زیر برنامه سیاست هدفمند
ایالات متحده بود به سرعت
انجام میگرفت. از هر ده
فارغ انجنیری
۸ نفر و از هر ده
فارغ شعبه زراعت ۳ تا پنج
نفر از كشور امریكا سر
درمیاورد و محل كار وزندگی
شانرا در امریكاه انتخاب
میكردند. پس از ۱۱ سپتمر ۲۰۰۱
كارآمدی عده ای از آنها
در مسائل افغانستان تا امروز
مطرح است.
با وجود انكشاف بطی اقتصادی
در افغانستان نیاز به كدر
فنی و تخصصی بخصوص در
بخش انكشاف آبیاری، شهرسازی و
حفظ
و مراقبت و مدیرت پروژه
ها روز تا روز محسوس
بود. دولت های وقت آن
خلأ را می دیدند می
شناختند ولی امكانات و هزینه
آماده
سازی كادری آنرا در اختیار
نداشتند. این یک موقعیت خوب
برای اتحاد شوروی وقت بود
تا وارد ریشه های روشنفكری
افغانستان
شود و از دامنه روزافرون
نفوذ امریكا در افغانستان و
منطقه بكاهد. اتحاد شوروی، بر
مبنای قرارداد سال ۱۹۵۷ با جانب
افغانستان با تربیت تقریبأ ۲۰۰ شاگرد
در سال از بخش ملكی
و نظامی در داخل شوروی
و همچنان اعمار و تأسیس
انستیتوت
پولی تخنیک كابل و تخنیكم
دركابل ومزار شریف در رقابت
با دانشگاه كابل برآمد.
شورویها در كارشان مؤفق بودند.
محل مناسب و با صفائی
را برای تأسیسات انستیتوت پولی
تخنیک كابل ( مركز آموزش عالی
علم
و صنعت ) انتخاب كردند و
یک مجتمع مدرن و معیاری
آموزشی را با لابراتوارها و
كتابخانه ساختند. استادان و مدرسین
در همه
رشته های كه تدریس میشد
فرستادند. آموزش زبان روسی جز
مواد درسی بود. فارغان از
اتحاد شوروی در آغاز به
حیث مترجم (
كمک استاد) استادان شوروی را
یاری میرسانیدند. همزمان این مترجمین
كسب تجربه و تحصیل بالاتر
میكردند و پایه به پایه
عده
ای از استادان شوروی را
عوض میكردند. انستیتوت پولیتخنیک كابل
داشت به یک كانون علمی
قابل تأثیر (علمی تخصصی) تبدیل
میشد و در ضمن دولت
سخت از رشد كمی كارمندان
تحصیل كرده در اتحاد شوروی
و انستیتوت پولی تخنیک و
خطر بیشتر نفوذ
شوروی ها در آن كانون
آموزشی درهراس بود. بناءً دولت
از بالا بوسیله هیئت اداری
واز پایان بوسیله گماشتگان مخفی
سعی میكرد
فضا را در آن كانون
مختنق نگهدارد.
پنداری در انستیتوت پولیتخنیک كابل
سایه انداخته بود كه رئیس
وهیئات مدیریت علمی انستیتوت پولیتخنیک
كابل انتخابی باشد تا
كادرهای علمی داخلی از گزند
دستكاری های دولت بدور بماند.
این تفكر درپوهنتون كابل، در
اتحادیه استادان پوهنتونهای
افغانستان، جبهه استادان پولیتخنیک كابل
و اتحایه محصلین به حیث
یک پالیسی دانشگاهی پذیرفته شده
بود.
معرفی فشرده از انستیتوت
پولی تخنیک كابل آنزمان
:
مجموعه انستیتوت پولی تخنیک كابل
در سال ۱۹۶۷ از جانب شوروی
در موقعیت غرب كابل در
نشیب نرمِ كوه در باغ
بالا اعمار،
تكمیل و به حیث یک
كانون آموزش عالی فنی - تخصصی
آماده و به دولت افغانستان
سپرده شد. آنزمان مدیریت آموزشهای
عالی نیز
جز وظائف "وزارت تعلیم و
تربیه" وقت بود.
در طرح ریزی مجتمع انستیتوت
پولی تخنیک كابل ظرفیت انكشاف
و ایزاد برای پنجاه سال
آینده در نظر گرفته شده
بود. مجتمع
شامل اطاقهای درسی در ظرفیت
های مختلف، اطاق های آمادگی
درسی برای استادان، لابراتوارهای نسبتأ
تجهیز شده برای همه
بخشها، بخش جداگانه برای دفاتر
اداری، تالار ورزشی و جمنازیوم،
خوابگاه شبانه برای محصلین، اپارتمانهای
نشیمن برای
استادان وكادرهای اموزشی شوروی و
افغانی، حوض بزرگ شنا، ساختمان
آشپزخانه و غذاخوری، مسجد و
پارک وسیع بود. در
فصل سرماه مجتمع با مركز
گرمی گرم میشد.
طبق برنامه قرار بود انستیتوت
پولی تخنیک كابل به مثابه
یک " انستیتوت مستقل علمی و
صنعتی " در رشته های چون
ساختمان و
تأسیسات مدنی، سرک سازی ،
سروی و دیزاین تاسیات بند
های آبگردان و كانال های
آبیاری، تحقیقات و اكتشاف معدن،
تكنولوژی
استخراج و پروسس تولیدات معدنی،
تحقیقات ذخائر زیرزمینی نفت وگاز،
تكنالوژی كیمیای نفت وگاز و
چند رشته دیگر كادر فنی
و
تخصصی فوق لیسانس برای كشور
افغانستان آماده كند. گرچه ظاهراً
هدف تأسیس انستیتوت پولی تخنیک
كابل روی اندیشه علمی
بود ولی، بنا برعوامل و
اوضاع پیش آمده آنزمان سایه
سیاست برمحیط آموزشی غلبه كرد
و انستیتوت پولی تخنیک به
یک هسته
حركت، جنبش و برخورد های
سیاسی بدل شد.
آغاز كار و فعالیت
اكادمیک انستیتوت پولی تخنیک
كابل :
اولین رئیس انستیتوت پولی تخنیک
كابل ، داكتر عبدالعظیم ضیائی
تحصیل كرده اروپا بود و
درحلقه معتمدین نزدیک به دولت
قرار
داشت و این دلیل اساسی
برای انتصاب او به این
سِمت بود. او زبان روسی
بلد نبود، تبادل افكار و
افهام وتفهیم با روسها در
واقعیت برایش مشكل ایجاد كرده
بود علاوه بر آن او
از مدیریت وسیستم پیاده كردن
نظام درسی اتحاد شوری آگاهی
چندان نداشت
. ممكن ایشان تحصیل كرده خوب
بوده باشند ولی، دوران كارشان
نشان داد كه ظرفیت های
مدیرتی خوب را نداشتند. او
معاون
علمی خود داكترغلام صدیق محبی
را انتخاب كرد. آقای محبی
تحصیل كرده شوروی در رشته
فزیک بود. به باور شاگردان
پیشین
آقای محبی در لیسه حببیه،
او آدم خشک و تند
برخورد و یک نوع درونگرائی
و عصبانیت خاموش بر حركات
او حاكم بود. پسانها
آقای محبی در دوران تحصیل
در شوروی با تماس و
شناخت با موره های سیاسی
جناح خلق تمایل و كشش
به سمت خلقی هاپیدا
نمود. و در نتیجه یک
نوع گرایش سمت و زبان
و قبیله بر او مسلط
شده بود. مجموعه ای كشش
سیاسی، كراكتر درونگرا و عصیان
خاموش از ایشان تقریباً شخصیت
منفی و كم بعدی ساخته
بود كه با موقف علمی
و كار مدیریت یک دانشمند
و استاد وفق نمیكرد.
آنچه كه در آغاز، پالیسی
و محور اساسی انستیتوت پولیتخنیک
كابل را میساخت آینده علمی
و ساختاری آن بود. استادان
شوروی
انتخابی از مؤسسات تحصیلی سرتاسر
شوروی بودند. عده ای ترجمان
های شوروی و شماری از
افغانها در ترجمه مضامین و
پیشبرد درسها استادان را یاری
میكردند. توجه به این امر
بود كه با بالا رفتن
سطح آموزش های علمی و
تجارب و توان تدریسی
استادان افغانی ابتدا در بخش
های ( لابراتواری و آزمایشات تطبیقی)
و پسانها در كرسیهای استادی
به كادر نیرومند و مجرب
علمی تبدیل و خود گردانندگان
آن كانون علمی شوند.
برنامه ، مواد درسی و
مسائل جابجائی كادر تدریسی بوسیله
شورای علمی انستیتوت پولی تخنیک
تنظیم میشد. اعضای شورای
علمی شامل رئیس، معاون علمی،
سرمشاورعلمی ( شوروی ) و مسئولین
دپارتمنت ها( استادان شوروی ) بود.
در مواردی نیزعده
ای از استادان افغانی كه
درجه داكتری داشتند در مجلس
علمی سهم داده میشدند. عیب
جلسات در كم حرفی، زبان
نفهمی و اكثراً
كله جنباندن و موافقت نشان
دادن رئیس بود كه فضا
را برای احمال نفوذ نظریات
معاونش آقای داكترغلام صدیق محبی
كه با
كادرهای شوروی نزدیک بود میسر
میساخت. یكی از نیرنگ های
كه معاون علمی با اغفال
رئیس انستیتوت پولی تخنیک كابل
و
اعضای شورا بكار بست ترتیب
و منظوری لایحه ای بود
كه از شورا گرفت و
آن حربه ای بود برای
پیاده كردن اهدافی كه او
در
سر داشت، و آنرا با
نرمش بكار بست. آن لایحه
استخدام كادر علمی را مشروط
به امتحانی میكرد كه داوطلب
كادر تدریسی باید
تحت نظر معاونیت علمی (تدریسی)
میگذراند. لایحه با ظاهر منطقی
و نرم آن به حربه
نیرومند و تک تصمیمی بدست
آقای محبی
افتاد. او با اعمال همه
گونه ترفند جوانان تحصیل یافته
مستحق و با استعداد را
رد استحاق میكرد و درعوض
اكثراً به جذب افراد
خودی كه از تبار یک
قوم و عموماً آنهائیكه به
جناح خلق مرتبط بودند، میپرداخت.
پایان سالهای دهه ۴۰ سالهای داغی
در كشور بود و هر
كسی میدانست كه دارد حوادث
پیچیده میشود وبه سمت بد
شدن میرود
بخصوص وسطهای سال ۱۳۴۹ داغتر از
پیش بود. از آنجائیكه دانشگاه
سیاسی شده بود موج مبازره
و ناآرامی به درون پوهنتون
كشیده شد. آن زمان انستیتوت
پولی تخنیک كابل بخشی از
پوهنتون كابل وبوسیله هیئت اداری
پوهنتون مدیریت میشد. اوضاع
نابسامان شرایط مطلوب برای آقای
محبی بود. او توانست عده
ای ازفارغان از دانشگاهای اتحاد
شوروی را كه نمرات ودرجات
خوب ومناسب نداشتند و احتمالاً
توصیه های رهبران خلق را
به همراه داشتند، به كادر
تدریسی نصب كند. شماری كادرهای
خوب،
صاحب دانش و تجربه، بنام
ترجمان علمی از استحقاق كادری
افتادند و منتظر سرنوشت شان
بودند. فضای انستیتوت پولی تخنیک
كا بل بییش از هر
زمان دیگر سیاسی شده بود
و جناح خلق كه صاحب
كادر بالا ( محبی ) در
انستیتوت پولی تخنیک بود با
پررویی از اوضاع برای سربازگیری
حزب شان سود میبرد. به
وضاحت دیده میشد كه دارد
سرنوشت انسانها، مسائل اكادمیک و
سیاست با هم تنیده شده
است و اوضاع میرود بیش
از پیش پیچیده تر شود.
ترجمان های علمی بخاطر نقض
حقوق شان بصورت طبیعی ،
همرا با عدهٔ ای از
استادان عدالت پسند ، به
هسته مخالف علیه
خلافكاریهای آقای صدیق محبی تبدیل
شدند. آنها پیشنهادی مبنی بر
تعویض شیوه انتخاب كادر تدریس
به مقامات پوهنتون
سپردند. در متن پیشنهادی آنها
تقاضا كرده بودند تا به
عوض امتحانی كه سرنوشت تصمیم
را بدست شخص معاون علمی
انستیتوت پولی تخنیک كابل داده
است شیوه حد وسط نمرات
دوران تحصیل را معیار قرار
داده و نمره معیاری ۸۰ درسد
برای
پذیرش به كادر تدریسی قبول
شود. این شیوه بهتر، سالم
تر و مستند و غیر
قابل دستبرد بود. از آنجائیكه
هرعمل عكس العمل دارد
بیعدالتی های رایج در انستیتوت
پولی تخنیک كابل نیز به
ایجاد جبهه مقاومت منطقی وعادلانه
كمک كرد. در انستیتوت پولی
تخنیک
گام بگام و نسبتاً سریع
جبهه سیاسی صنفی از استادان
و كمک استادان ( ترجمان علمی
) پی ریزی شد و در
پایان سال
۱۳۴۹ جبهه استادان پولی تخنیک
كابل ۲۵ عضو داشت. در سالیان
بعد جبهه استادان پولی تخنیک
علاوه از بُعد علمی در
مسائل
اجتماعی و سیاسی دست آورد
های نسبتاً قابل لمس داشت.
اعضای جبهه انسانهای با شعور
و وطن دوست بودند، از
جمع آنها
مردان با شهامت ودلیر سر
برافراختند و تا پای جان
بنام وطن، آزادی حق و
عدالت اجتماعی رزمیدند. شماری جام
شهادت
نوشیدند، روح شان شاد باد.
جبهه استادان انستیتوت پولی تخنیک
كابل تركیبی عمدتاً ازغیروابسته ها
واز لحاظ ملی متنوع بود
. جناهای پرچم و شعله جاوید
هر
كدام دو دو نفر در
تركیب جبهه داشتند. در بحث
ها روی مسائل اكادمیک و
یا سیاسی، دیدگاه هاي حساب
شده و روشن ارائه
ومورد بحث و مداقه قرار
میگرفت. حركت وفعالیت جبهه در
حقیقت نخستین تبارز یک خط
و یا نهضت غیر وابستگی
در سطح
پوهنتون بود، كه درآن زمان
بنام نهضت عدم دنباله روی،
راه سوم، خط سوم حتی
جبهه بیطرفان غیر وابسته های
مثبت در حوزه
نشرات از آن نام برده
شده است.
مبارزات جبهه بی ثمر نبود.
همزمان با آن در انستیتوت
پولی تخنیک پالیسی های مدیریت
علمی و تدریسی به تدریج
به سمت تحرک و
تغیر رفت. تركیب مجلس استادان
بوجود آمد و جلسات آن
موازی با مجلس علمی دائر
میشد. چنانچه پیشتر تذكر داده
شد مجلس
علمی تركیبی از هیئت استادان
شوروی و دارندگان درجه داكتر
( استادان افغانی) بود كه آقای
محبی بر آن نظارت و
اقتدار داشت.
در حالیكه مجلس استادان انستیتوت
پولیتخنیک كابل مجمع كادرهای تدریسی
"وطنی" بودند و بیشتر دیدگاهٔ
جبهه استادان را
تعقیب میكردند.
مطابق به لایحه ( آن زمان
) پوهنتون های افغانستان، رئیس انستیتوت
پولیتخنیک كابل باید از طریق
آرای استادان انتخاب میشد. ،
آقای صدیق محبی خودش را
درآن پست كاندید كرده بود.
دربرابر او از طرف جبهه
داكتر محمد ناصرشفیعی ریاضی دان
متبحر كه
به تازگی درجه دكتورایش را
از دانشگاه ماسكو گرفته و
بوطن برگشته بود كاندید شد.
جناج پرچم در جبهه استادان،
پنهانی با آقای
محبی كنار آمد و در
زمان رأی گیری مخفیانه روی
اصول و تعهدات جبهه پا
گذاشته و به این ترتیب
جبهه را از پشت خنجر
زد و
تلاش و كوشش جبهه را
بخاطر تعویض آقای محبی به
شكست مواجه ساخت.
پس از پایان انتخابات ریاست
انستیتوت پولیتخنیک كابل، اختلافات در
درون جبهه با پرچمی ها
بالا گرفت. احتمال میرود آنها
از
توافق شان با آقای محبی
احساس سرخوردگی میكردند. اعضای جناح
پرچم در جبهه برای بیرون
رفت از وضعیت پیش آمده
در
صدد رفع اختلاف با جبهه
برآمد و تقاضای دیدار و
گفتگوی نمایندگان جبهه را با
رهبری پرچم پیشنهاد كردند. جبهه
به آن پیشنهاد
توافق كرد و عبدالرب ناظری،
فیض احمد جهانیار و حبیب
الرحمن نیازی را نماینده تعیین
ومنظوری گفتگو دادند. نشست و
ملاقات
در منزل آقای عبدالحمید برنا
( استاد انستیتوت پولی تخنیک وعضو
جناح پرچم ) صورت گرفت. از
جانب كمیته مركزی جناح پرچم
آقای ببرک كارمل زحمت حضور
را پذیرفته بودند. در جریان
گفتگو با طرح مسائل، وجوه
اشتراک و نكات افتراق جانبین،
برجسته
شد در قبال مسائل اتحاد
جماهیر شوروی آقای كارمل روی
نكات نظرشان عام و اندیشه
ئی تأكید داشتند كه پاتریاتیزم،
سویتیزم و
انترناسیونالیزم متضمن و لازمه همدیگرند
و باید مسائل درونی افغانستان
، روی آن معیارها توزین
شود. در حالیكه نماینده های
جبهه از موقف اندیشه جبهه
و منافع كلی كشور بر
قضایای كه پیش میآمد واتفاق
میافتاد نگاه میكردند و توضیح
میكردند كه پروژه
های صنعتی، كشاورزی و یا
فرهنگی مربوط به مساعدت هردولت
خارجی كه باشد باید مشخصاً
از دید منافع ملی كشورافغانستان
مورد مداقه و ارزیابی قرار
داده شود. شوروی ها با
در نظر داشت منافع شان
در كشور ما پروژه هایی
را به پیش میبرند كه
باید
واقعبیتانه آنهار از دیدگاه منافع
ملی ارزیابی كرد. و همچنان
درآن گفتگو رو شن ساخته
شد كه دید جبهه استادان
پولی تخنیک
كابل با اندیشه شعله ای
ها نیز همخوانی ندارد ومتفاوت
است. جبهه دیدگاه ملی - وطنی
داشت و برمبنای آن سیاست
فكری اش
تنظیم شده بود. در متون
یک اندیشه وطنی وفرا وطنی
شوروی ستیزی گنجایش نداشت كه
اسباب تشویش دولت شوروی و
هم فكران
جریان پرچم میشد.
در آن سالها ساحات پوهنتون
، مكتب ، مؤسسات دولتی،
دستگاه های كارگری حتی عده
ای از كسبه كاران و
بازاریان بیش از پیش
مورد توجه احزاب و حلقات
سیاسی قرار گرفته بود و
یک رقابت عضو و یارگیری
بین احزاب براه افتاده بود.
محیط پوهنتون كه از
پیش سیاسی شده بود وارد
مرحلهٔ تازه و داغ سیاسی
شد.
در انستیتوت پولی تخنیک كابل
در آن وضعیت جبهه استادان
بیش از پیش به یک
نیازمندی واقعی سیاسی و صنفی
برای استادان
و محصلین تبدیل شده بود
و عده ای بیشتر هواداری
و علاقمندی در پیوستن به
آن پیدا كردند. شهرت، محبوبیت
و رشد یابی جبهه
آنرا درمحراق توجه و جاذبه
احزاب و گروها