
آیینهی فریاد
....القصه که ورد همگان گشته صدایم
آیینهی فریاد زمان گشته صدایم
زنهار مپندار که در خلوت اسرار
آوای فلان ابن فلان گشته صدایم
ترسی ز سرازیری خوکان جهان نیست
تا خسرو ملک یُمَگان گشته صدایم
آهنگ بلوغ سخنم را نشنیدی
بشنوکه چه اندازه جوان گشته صدایم
افتاده چنانچه به دهان همه مردم
نقل سر هر مجلس و خوان گشته صدایم
ازتک تک لعل لب شیرین دهنان پرس
در هر گذری ورد زبان گشته صدایم
از مرز زبان گرچه گذشته است ولیکن
هم سر حد احساس گران گشته صدایم
از ایل و تبارش نتوان گفت که عمریست
هر وسوسه را دشمن جان گشته صدایم
سرمستی موسیقی عشاق جهان است
در محفل دل رقص کنان گشته صدایم
همسنگر ویرانگر هر بی وطنی نیست
در کشور دل خط و نشان گشته صدایم
بیدِهمسایه
به پایِ بیدِ همسایه خمیدیم
درختِ میوه را ازبن بریدیم
زدیم آتش به هرجاخرمنی بود
به کوری دوچشمت بدندیدیم
*
طرحِ آتش
شتابِ لحظه هابویِ بلا داشت
هوایِ کوچۀِ خامی ما داشت
نشستی را برای طرحِ آتش
گهی اینجاگهی آنجابه پاداشت
*
کنفرانس
به تالارِ جفا مستِ اَنانسیم
خرابِ های وهوی موجِ دانسیم
تماشاچیِ رقصِ ماجهانی است
که طبل وبوقِ هرچه کنفرانسیم
*
ریشه های ژرف
درین کوچه فلانی حرف دارد
زخونِ مابه دستش ظرف دارد
به پرس از نوکرِ همسایهءِ من
سیاست ریشه های ژرف دارد
*
نگاه داور
درین بازی به هر دوری تپیدیم
به آنجایی که میدانی رسیئیم
به زور کیسه ای بیگانه ای چند
نگاه تیزِ داور را خریدیم
*
بازی فینال
به هرچالی که میدانی چمیدیم
فتادیم وستادیم و خمیدیم
تماشاکن که دربازی فینال
گلِ میدان فوتبال میدیم ِ
*
سنبلِ
من وتو رهرو گم کرده راهیم
تمامِ عمرِخودرا اشک وآهیم
کلی ازباغ ِ رویایی نچیدیم
ازانرو سنبلِ لست سیاهیم
..........
تورامن بهتر ازجان دوست دارم
که من ازجان ودل عاشق تبارم
فدای نکته نکته رمز ورازت
هزاران درهزار اندر هزارم
***
سرویسِ جنایت
سیلی
بزن گردن امیدم رابه تکرار
بکن سیلی به رویِ عاشقان وار
برایِ رفعِ تشویشِ جنایت
صداقت رازراهِ خویش بردا
*
فرمانِ آزادی
فشارم دستِ هربیگانه خورا
شوم قربان صداهایِ دورو را
دهم فرمانِ همیاری به تکرار
سرانِ فتنه پروردِ عدورا
*
دستورِ وفا
به دستورِ وفا انصاف کردم
به هرکه جزخودی الطاف کر دم
زدم سر هرکجا اهلِ دلی بود
سرِ راهِ شمار ا صاف کرد
*
نقشِ یاری
بیا تاطرحِ کاری ر ابریزیم
به دشمن نقشِ یاری رابریزیم
برایِ قلع وقمعِ فکرِ ایمان
پیِ همسایه داری رابریزیم
.......
سرویسِ جنایت
در و دیوارِ همسایه گواه است
که اینجا خودسری ها راپناه است
برایِ دورِ سرویسِ جنایت
دلِ من بهترین اِستاد گاه است
*
اشتباه
همآوایی به این منزل گناه است
رهِ نیکوسپردن اشتباه است
نگه حتی به اشک وآهِ دلها
بلایِ جانِ چشمِ راه راه است
*
سیلِ آتش
صدایی برنخیز د از نگاهی
نبینم بر تبِ این دل گواهی
نجاتم ده ز دستِ سیلِ آتش
الهی یا الهی یا الهی
*
مردِ موفَّق
یکی مردِ موفَّق شو دلِ من
به هر در اهلِ تق تق شودلِ من
درین شامی که باطل می درخشد
که گفته صبح مطلق شودلِ من
*
سرابِ گنگِ
سرابِ گنگِ فکرِ بی بخاریم
به چشمِ غنچه ها پیوسته خاریم
هوایِ سیر گلشن در سَرامّا
سَرِ اندیشۀِ گل را نخاریم
*
زبانِ تازه
معاشرشو معاشر همرَهِ ماش
سیاست را زبانِ تازۀِ باش
چپاول چاره سازِ هرچه درداست
خوشا ما و خوشا یارانِ اوباش
*
بویِ جفا
صداها درگلو انبارگشته
که اینجا رهگذارِ مار گشته
مشامِ ما به زشتی کرده عادت
زَ بَس بویِ جفا تکرارگشته