برگردان : حمیرا مولانازاده

بخش نهم
ما
دیگر زیر تهدید و تأثیر حمله های تند و خشن بیشمار مرد ها نمیرویم، و
هم فریب و گول مدح سرایی ها و ستایش های سود جویانه ی آنها را برای "
زن واقعی" نمیخوریم. اگر سرنوشت زن که مرد آنرا مدام رقم زده، برای مرد
شورانگیز و هیجان افزاست، دیگر روی زن اثری نمیگذارد.
با این وجود، دلایل و
آرایی که از جانب مبارزان نهضت زن آورده میشوند، نباید با سر گیچی
،آفرین و شاه باش گفته شوند. چرا که اکثر اوقات، در مشاجره ها و
گفتگوها و بحث های حقوقی و نظری، این دلایل و نظریات، عاری از ارزش و
اعتبار نمایانده میشوند. اگر سؤال زن به این اندازه باطل و بی محتوا ست
برای اینست که خود پسندی و غرور مرد ها، از آن، موضوعی "جدال انگیز"
ساخته است، و آنگاه که مباحثه و دیالوگ به جر و بحث جدال آمیز مبدل
گردانیده میشود، دلیل و دلایل و وضاحت هم میدان خالی میکند.
همه ی آنچه را تا حالا به
گوش ها رسانیده و گفته اند، اینست که زن یا بهتر و بالاتر از مرد است
یا همپایه و همسویه او و یا هم پایین تر و ناتوان تر از او ، و یا گفته
اند که چون خدا او را بعد از آدم آفرید، پس باید موجود فرعی باشد.
دیگران گفتند : آدم یک پیش طرح (چتل نویس) بود و خدا با ساختن
حوا انسان را به حد کمال رسانید و در هنر پیدایش اش کامیاب شد. بازهم
گفتند : مغز زن اگر خیلی کوچک هم است، باید دانست که نسبتا بزرگترین
همه مغز هاست. و یا اگر حضرت عیسی را مرد آفریده اند، از سر افگنده گی
و شرمساری زیاد بوده. هر دلیل و برهان بطور عموم ضد ونقیض آنرا بر می
انگیزد، و خیلی اوقات هر دو بیجا و نادرست از آب در می آیند. اگر گاهی
خواسته باشیم که نظری واضح و روشن و بیطرفانه ی به این موضوع
بیاندازیم، باید از روال و عادات همیشگی و جنگجویانه ی خود بدر آییم و
همه ی دلایلی که برتری، مساوات و پایینی زن را نسبت به مرد و ا زمرد را
نسبت به زن نشان میدهد، و افکار و دلایل ما را به انحراف میکشاند، رد
نماییم. یعنی راه را از نو باید گرفت. چگونه ما این سؤال را باید مطرح
سازیم ؟ و گذشته از همه ما کی استیم برای مطرح نمودن این سؤال ؟ اگر
مردان هم قاضی اند و هم طرف دعوا، پس زنان هم همینطور. آیا برای حل
مسئله به سراغ فرشته یی باید رفت ؟ حتی فرشته هم از اظهار نظر در
اینمورد ناچار خواهد آمد، چون فرشته کجا از همه نکات این مسئله آگاهی
دارد
بخش
دهم
هیرمافرودیت
Hermaphrodite
(موجود اسطوره یی یونان، فرزند هرمس
Hermès
و آفرودیت
Aphrodite
بوده است. روزی هنگام شنا در سرچشمه ی، دختر دریا عاشق وی میگردد، و
اما بعد از مواجه شدن به امتناع هیرمافرودیت، دختر دریا نزد خدایان دعا
میکند که تن او را و هیرمافرودیت را یکی سازند. دعایش شنیده میشود.
هیرمافرودیت موجودیست با تنه بالایی زن و با جسم پایینی مرد.)
این موجود مورد ویژه یی است : به گفته ی همه، او هم مرد است و هم زن.
اما باید گفت که او نه زن است و نه مرد. تدبیر درست اینست که برای
اظهار درست و دقیق و روشن وضیعت زن، بعضی از زنان را باید حق
دارتردانست.
چه باید کرد ؟ آیا ایپی می
نید
Epiménide را در
برداشت ها و اظهارات مردم کریت
Crête
درج کرد و یا اینها را در تناقص دروغ و دروغ گویی ایپی می نید
Epiménide
جا داد؟
توضیحات :
|
Epiménide
یکی از حکیمان یونانی قرون پیش از میلاد مسیح بوده است.
میگویند در آوانیکه پیشه ی چوپانی داشته است برای پالیدن
گوسپندی درون غاری میگردد و در این غار قریب 57 سال بخواب
میرود. بعد از بیدار شدن در این غار متوجه میگردد، که در
علوم اورگانیزم بدن انسان و طبیعت صاحب دانش و علم و فراست
بیشماری گردیده است و هم قدرت پیشگویی حوادث آینده را بدست
آورده است. و بعد از برگشت از غار، مردم یونان به او لقب
"عزیز و دوست خدایان" را میدهند و میپندارند که اینهمه مدت
را در بین و همراهی خدایان شان بسر برده است. |
|
توضیحات در
مورد تناقض دروغ و دروغگویی
Epiménide
: در یکی از بخش های کتاب عیسوی مذهب نوشته اند که : «کسی
از بین خود مردم کریت ها میگوید که مردم کریت دروغ گو،
نادان و خیلی تنبل استند. و این کس خود
Epiménide
میباشد که خودش هم از اهل کریت است.» |
|
مثل اینکه
بگوییم : کابلی ی گفت که کابلی ها همه یکسر دروغگو استند.
چگونه باید ارزش و کیفیت این جمله را ارزیابی دقیق کرد ؟
از یک طرف
Epiménide
خودش کریتی بوده و طبق گفتار خودش او هم باید دروغ گو
باشد. چون کریتی ها همه دروغگو میباشند، پس گفتار
Epiménide
در مورد "دروغگویی" کریت ها حقیقت ندارد و دروغی محضی است.
پس کریتی ها دروغگو نیستند.. و از طرف دیگر اگر
Epiménide
دروغ بگوید پس گفته ی خودش در مورد کریتی ثابت شده است
یعنی
دروغگویی کریت ها حقیقت ثابت میشود. گفتار
Epiménide
در مورد دروغگویی کریت ها هم صحیح است و هم غلط. هم ضد و
هم نقیض. آیا
Epiménide
راست میگوید یا دروغ میگوید ؟ هیچگونه راهی حلی را نمیتوان
یافت. یکی از عالمان منطق یونان قدیم بنام فیلاتوس بعد از
جستجوی زیاد و نیافتن راه حل ناامید شده و در حدود سالهای
330 پیش از میلاد خودکشی میکند. راه حل آن، 2005 سال بعد
توسط ب. رووسیل
B.
Russell
در سال 1910 پیشنهاد میگردد: مسئله ی منطقی را از راه
گرامری و اظهاری حل میکند. این مسئله در اینجا مورد بحث
نیست. |
آیا کدام شیره یا عطر اسرار
آمیزی است که مردان و زنان را در انتخاب نیات و اعمال خوب و بد شان
دیکته میکند ؟ نه ! این احوال و اوضاع شان است که آنانرا بدریافتن
حقیقت کمک میکند. امروز بسیاری از زنان، وقتی متوجه میشوند که برتری
های بشری برایشان دوباره واگذاشته شده است، بیطرفی را انتخاب میکنند.
فکر میکنند که به کنار آمدن ضرورت دارند. زنهای دیروز، بزرگ های ما،
مبارزه میکردند و زنهای امروز، فرار را ترجیح میدهند. خلص مطلب، میدان
را برده اند، پس مبارزه برای چه ؟ در آخرین گفتگو ها و بحث ها در مورد
موقف اجتماعی زن، سازمان ملل متحد، مکررا و شدیدا اعلام نمود، که عدالت
و مساوات بین زنان و مردان تازه جامه ی عمل پوشیده است، و هیچ تن از
زنان، زنانه گی شان را مانند سدی یا عیبی و ناراحتی جسمانی، احساس نمی
نمایند. مشکلات دیگری هم وجود دارند که مهمتر و اساسی تراند از مشکلات
که مستقیما به زن و زنانه گی اش ارتباط دارند. این بی علاقگی و بی میلی
ها ثابت مینماید، که آهسته آهسته متیوانیم رفتار بیغرضانه و بیطرفانه
اختیار نماییم. بهر حال که باشد، ما دنیای زن را محرمانه تر و خصوصی تر
میشناسیم تا دنیای مردان. چراکه همه ی رگ و ریشه و رشته و توان زنان در
دنیای زن جا دارد. دانستن و درست درک نمودن انسانی که خود را زن میگوید
برایمان صد بار آسان تر است و برای دانستن اش هزار کوشش هم میکنیم.
قسمی که در بالا ذکر شد، با وجود که سد و مشکل به هزار ها جود دارد،
اما این یکی در نظر و رأی ما اهمیت و جای خاصی خود را دارد : زن بودن
ما در زنده گی ما چه فرآوردی دارد ؟ شانس ها و موقف های در دست داشته و
از دست داده ی ما کدام است ؟ چه آینده و سرنوشتی انتظار خواهران جوان
ما را خواهد داشت ؟ در کدام جهت آنها را راهنمایی باید کرد ؟ این خیلی
حیرت انگیز است که تمام ادبیات زنانه ی ما زیاد تر با اظهارات و کوشش
های روشن بینانه آراسته شده تا با ادعا، مطالبه، خواستارو تقاضا. در
حال بیرون رفت از عصر پرمشاجره و بحث انگیز و آشفته، این کتاب، تلاش و
مبادرتی است، در بین دیگر اقدامات و مبارزات، برای روشن سازی بعضی
نکات.
ادامه
دارد