صفحه اصلی



در بارۀ شکنجه وقتل محمد هاشم میوندوال

 

محمد حیدر اختر

    قبل ازتبصره به روی یک ادعای غلط وخطرناک آشنای قدیم ما صمد ازهر،خاطرۀ را به قید قلم میاورم که آشنایی قدیمی ما را هم توضیح کند.

   درسالهای نود که مسوولیت تلویزیون رنگین رادر شهر هامبورگ داشتم،روزی دانشمند با جسارت وپاک اندیش مرحوم مصطفی رسولی، مضمونی در بارۀ مرحم میوندوال نوشت که از طریق تلویزیون رنگین نشر شد. صمد ازهرخایف شد و با گرفتن وکیل چند وقت تلویزیون را بست. برای دفاع از حق وحقانیت، بزرگوارانی مثل مرحوم غلام حضرت کوشان،مرحوم سید قاسم رشتیا، محترم شکرالله کهگدای، محترم داکترمحمد نادر عمر وتعداد دیگری از هموطنان مطالب ونامه ها نوشتند.تهیۀ چندین مقاله وکتاب که دران اسم آقای ازهر منحیث یک شکنجه گر میوندوال درج شده بود ماده شدیم تا به محکمه حاضر شویم ولی  آقای صمد ازهردریکی ازشماره های  نشریۀ مجاهد ولس طی نوشتۀ از دعوی منصرف شد. آن وقت ها محترم نصیر مهرین تفسیر های سیاسی روز و مضامین مربوط به تاریخ افغانستان را بری تلویزیون و فصلنامۀ رنگین مینوشت. یکی از روز ها از محترم مهرین پرسیدم که با این اندازه ازمواد واسناد در بارۀ کودتاهای وطن در بارۀ مرحوم میوندوال چه فکر میکنید؟ خوب بیاد دارم که درجوابم گفت، درحق او وتعداد دیگر ظلم وجفا شده است. هیچ چیزی نیست که به یک پژوهشگرقناعت بدهد که آنها کودتا میکردند.

اینبارکه کودتاهای نام نهاد مرحوم ملک خان ومرحوم میوندوال را نشر نمودند، آن خاطره ها زیاد یادم آمد.خواندن نوشته های عجیب وغریب آشنای قدیم آقای ازهر خنده ام گرفت. یک فرد پولیس سابقه ونه از اعضای چندان جدی حزبی، زیر یک فشار یک خوف همیشگی میباشد. میخواهد از خویش دفاع نماید  در دو نوشته که از ایشان تاکنون  درسایت کابل نهات  انتشار یافته  دو موضوع عجیب وغریب وی بیشتربرایم جالب بود که آن را ممینویسم :  

نخست اینکه صمد ازهر یا بهتر گفته شود رفیق صمد ازهر می نویسند که من درطول گرفتاری  میوندوال را سه مراتبه دیده ( دریک  مصاحبه گفته بود که دودفعه میوندوال را دیده)و با ایشان بدون کدام  آزار واذیت برخورد نموده است!!!

آیا مردم افغانستان یقین می کنند که ازتاریخ گرفتاری تا روز شهادت میوند وال، هیت تحقیق از ایشان صرف سه با ر تحقیق کرده اند و میوندوال حاضر شده است که درسه بار تحقیق به جرمی که نکرده اعتراف نماید ؟ ویا اینکه هرشب وی را با شکنجه ، آزار واذیت  به اعتراف وادار ساخته شده است. به نظر من شخصی را که بیگناه کشتند، وبعد اشخاص دیگری را توقیف واعدام کردند،کجا برای قبولی آن دروغ باقی میماند. پس تا تاریخ است واین داستان است، کسی دروغ رابه جای  نشانده نمی تواند.

     دیگر اینکه در قسمت دوم نوشتۀ عجیب وغریب ،  "رفیق" صمد ازهر بعد از آنکه  درباره تیوری حزبی وسازمانی  و مسلکی بودن شان بحث می کنند می نویسد که جلو هرنوع کودتا باید قبل از وقوع آن گرفته شود و کودتای شهنواز تنی را با کودتای نام نهاد شهید محمد هاشم میوند وال تشبیه نموده  چنین وانمود کوتعداد دیگر بی سند وتحقیق   کشته شدند فرق نمی کند.

  این نوشتۀ ازهر را که خواندم گفتم خدا خرابت کند، بین کودتای تنی ونا کودتای یک تعداد که به نام کودتای میوندوال گرفتار شدند، زمین تا آسمان فرق وجود دارد. به همین لحاظ بود که خون در وقت حکومت خون وآتش تان خانه هارا تلاشی کرده، زندانها را از مردم پر کردید وشهر ودهات را بمباردمان کردید که قیام وشورش میکنند.

   این موضوع ومنطق ازهر که شاید از تولیدات فابریکه های چند سال اخیر شان باشد،مرا به یاد صحبت های انداخت که بعد از پیروزی انقلاب ایران، حجت الاسلام خلخالی گفته بود.  خلخالی به گرفتاری و قتل مخالفین رژیم می پرداخت آنقدر کشت که حد نداشت.  زمانیکه از وی پرسیدند که چرا بی محکمه و دلیل وسند با عجله چنین حکم ها میدهد، گناه دارد.خلخالی با کمال خونسردی جواب داده بود  که اگر گناه کار باشند به سزای اعمال شان رسیده است و اگر بی گناه باشند شهید هستند و به جنت می روند.

  "رفیق" صمد ازهر هم میخواهد  از یکطرف  پای خویش را از قضیه بیرون بکشد و تمام مسوولیت را بدوش طرفداران  سردار محمد داود بیاندازد وازجانبی  اصل قضیه را با جملات وصحبت های بی سروته ماست مالی کند.

اقتباش از تارنمای مابل ناتهـ www.kabulnath.de