صفحه اصلی

روزی، پشاور را طالبان می گیرند

 

روز ها ، ماه ها  وسالها سپری می شوند ؛ ولی بار اندوه وفقر ، دردمندی ودلهره های ناشی از افزایش دشواری ها از چهرۀ درد دیده گان میهن ما دور نمی شود . امید مداوای زخم هایی که در تن وروان مردم لانه کرده بودند نه تنها تحققی نیافت بلکه یأس جانگدازتر ونفرتی جگرسوز در کنار آن نشست . دلهرۀ ناشی ازنرسیدن لقمه نانی در دهان ملیون ها انسان به واقعیت تلخ وملموس تبدیل شده است . کم نیستند کسانی که دگر امید دسترسی به نان وسرپناه غریبانه را ازدست داده اند ؛ بلکه در هراس ِ ناتوانی ازپرداخت کفن خود وخانواده های خویش حیران هستندوشب را با گریان به سحرمیاورند . درین حال قشری زراندوز وحریص ، بی محابا ، دهن جیب های خویش را گشوره اند ؛ دستگاه آغشته با فساد وارتشأ وتبعیض رابا ظرفیت های خویش می چرخانند . واین تنهانیست . با سخنرانی های حاکی از وعده هایی که مردم بدانها باور ندارند ،گوش و دل مردم را بیشتر میازارند.

 در حالی که در بازار پررونق بی مسؤولیتی ، آنچه ارزان شده است ، ستانیدن جان مردم است . اما این خطر بزرگ درست نشانه نمی شود . فقط برای رشدعملی آن زمینه سازی می شود .

چه کسی میتواند انکار نماید که تروریسم  ، با تکیه بر ذخایر و منابع اجتماعی وفکری وانحصار بازار مواد مخدره ، شاخص نیروی غالب را تشکیل داده است . این جریان آدمکشی ، که محصول تربیه و آموزش هایی پیشینه است از چشمه های فکری نا آشنا با حقوق بشر آب جهالت آمیز نوشید ودربستر مساعد منطقه یی دست وپای یافت ؛ اکنون ره به سوی ویرانگری های گسترده تری می برد . این جریان را که دیروز پرورش دادند وراه را برایش هموار کردند ، تن وجان مردم وخاک آنها را با خون آغشته کرد . امروزنیزهمان پرورش دهنده گان را در پشت خود دارد .  امروز اگر در افغانستان چندی با موانع مواجه میشود ، با ایجا رعب وترس وبرهم زدن نظم وبی امنی آفرینی ، نیروی بیشتر بسیج میکند تا درعملیۀ قتل وقتال گسستی رونما نشود . از حق نگذریم ؛ اینجریان توفیق فزاینده تری یافته است . اگر در افغانستان ، در ظاهر امر،بمثابۀ کوتاه دستی افتاده از قدرت ، به نمایش نهاده شد ، و برجای نشسته گان وباطن قضیه را، هرکس نمیتوانست بشناسد ؛ اینک زمینه برای پی بردن به آن ، بیش از پیش مساعد تر گردیده است . زیرا همه جا را آدمکشی ومدافعان خاموش آن فراگرفته است .

 این تازه بدوران رسیده گان ، فراموش نکرده بودند که آن جریان منحط ومعتاد به آدمکشی ، ذخایر وپایگاه اجتماعی ایشان هستند . ازهمین رو نیز بوده است که خطر آدمکشی بالقوه وبالفعل آنها را هرگزنشان ندادند . اما یاد خواهیم داشت که اگر دست آن جریان آدمکشانه ، باردیگر در حوزه قدرت سیاسی دراز شود ، این " نخبگا ن " اراسته با ظواهر مدنیت آمیز راباردیگر به سخریه خواهند گرفت .

آری خطرجریان آدمکشانه ، بزرگترین درد سر برای مردم ، میهن ما و منطقه شده است . آن سیاستمدارانی که در پاکستان از سیاست پیش پای بینانه عبرتی نگرفتند ، با گذشت زمان توجه خواهند یافت که ویژه گی بافت اجتماعی این گونه از تروریسم ، تنها کارکرد تباهیگرانه خویش را در افغانستان ضعیف متمرکزومحدود نکرده است . همدردی وهمکاری ویکرنگی  آن ، موجد همبستگی هایی منطقه یی با عقب نشینی ها وپیشروی های دوطرف سرحد می شود . چنین بود که رعب آفرینی تروریسم طالبی – القاعده یی ، باری افغانستان وباری هم پاکستان را نشانه گرفت . در افغانستان بدلایل آشکار دست در قدرت یافتند . که در همه موارد پیش از آن هم  طالبان آدمکش پاکستانی در حمایت از آنها بودند . وهنگام ایجاد هنگامه های طالبی در پاکستان ، طالبان افغانستان در کنار ایشان همهمه آفریدند . اینک هر دو جریان ، متفقاً وبا امکانات بیشتر تحقق  هدف دسترسی به حاکمیت بخشی از منطقه را دنبال می کنند .

شایعۀ گرفتن پشاور از طرف طالبان وصف آرایی های نظامیان پاکستان در آن شهر ، مزاح وحرف پیش پای افتاد ه یی نبود ونیست .

کوتاه بینی که چشم وعقل قاصرش ، دیدار با خطرات عظیم انسانی رامانع میشود ، به درک وتشخیص این زنگ های خطر وصداهای نگران کنندۀ آن کاری ندارد . اما برای آنانی که خطر را برای کلیت این مرزوبوم زخمی ومردم دردکشیده و انسان های منطقه بازتر می بینند ، اوضاع کنونی  وخطر از ناحیه رشد جریان آدمکشی، غمخوارانه نگریسته می شود.

یکی از غمخواری ها برای امر انسانیت، تقبیح حرکات تروریستی است. چه خوب است اگر رسانه های گروهی یی که خود را مدافع حقوق بشر، وانمود کرده اند، دفاع از انسان را با گسست فکری وهرگونه علاقه به تروریسم و ابعاد حیان آن ، با کوشش های در جهت تحق خود ارادیت وبنیان های فکری دموکراسی برای افغانستان گره بزنند.

خوشه